(اسپویل..در حال مرور دیالوگ): لینگهه:لازم نیست دوباره اندازه بگیرم، اندازههات رو کامل یادمه. چوران: من که حتی اندازههای برادرتونم نمیدونم فیلمبردار: تو باید حسابی ازش عصبانی باشی. لینگهه: فقط با همین حرکت میتونم برش گردونم، ولی این ژست قشنگ نیست. چوران: داری بازی میکنی دیگه لینگهه: وقتی میکشمش سمت خودم، اینجوری به طرفم خم میشه… حالا بهش چی بگم؟ لینگهه: باشه، یه کم آرومتر میگیرمت. چوران: (آروم برمیگرده و بهش نگاه میکنه.) لینگهه: ببیناینجا باید چطور برگرده؟ دستمو بگیر. چوران: اینجوری؟ لینگهه: آره، درسته.بعد دستتو ول کن… همین..جرقه زد انگار واقعاً بینشون جرقه میزنه