سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
سال ها پیش ظریفی شاد با طرّاری باد
رفتند دعوا(#مذاکره)
#ظریف می خورد و می خندید
#طرّار می زد و می غُرّید
ظریف در پایان هر پاره شدن، می گفت:
حالا نوبت من است که بزنم
در ضمن اصلاً درد نداشت
ریش بُزی فکر می کرد؛ دعوا نوبتی است
و به خیرخواهانش
مثل کروکودیل حمله می کرد
و حین خنده مثل اسب آبی
برقشان را کرگدنی می کرد

دختر خر ما تو دخل و خرج خیط کاشته بود
خلاصه:
سپر عقب ماشین جلویی زد به سپر جلو ماشین عقبی