واقعا متاسفم...
میدونم خیلی ناگهانیه...
ولی حالم به شدت بده...
چرا؟ جون نه اینکه از دوستم اسیب دیده باشم...از مامانم اسیب دیدم...
شاید فکر کنین منظورم یه حرف ساده ست ، ولی نه...
مامان من کلا وقتی عصبانی میشه چیز هایی رو میگه که حواسش نیست مثل خفه شو ، بی عرضه ، خاک تو سر من با تربیت کردن تو و...
ولی دفعه قبل...
حدس میزنین چی گفت؟ دقیقا همین جمله..."اگر میدونستم انقدر عذابم میدی،ایکاش هیچوقت به دنیا نمیومدی"...
یا خودم گفتم شاید فقط عصبانیه، پس بخشیدمش ولی هنوز یادم مونده...
ولی این دفعه...
من چیکار کردم؟ فقط لباسم کثیف شد تو مهمونی...
ولی اون همینو گفت..."خفه شو!ایکاش من میرفتم از دست تو خلاص میشدم!"...
در این حد شکسته ام که اولین باره موقع گریه میخندم...
ببخشید که میرم...
نمیدونم کی برمیگردم...
شاید پست هاتون رو ببینم، شاید هم نبینم ، اگر ندیدم منو ببخشید چون یه بی عرضه و بی استفاده ی به تمام معنا ام...
وای چقدر طولانی کردمش ببخشید...
کامنتا بسته ست واقعا نمیکشم...
همتون رو خیلی دوست دارم...
-آوا