من از مرگ برگشتم:)

ناشناس (من بالاخره بعد از 6 ماه برگشتم☆)
ناشناس (من بالاخره بعد از 6 ماه برگشتم☆)

سلام بچه ها میخوام یه داستان طولانی و بر اساس واقعیت براتون تعریف کنم داستان خودمه
واقعا نمیدونم از کجا شروع کنم خب همونطور تو کانالم ببینید من یه پست گذاشتم برای 6 ماه پیشه که نگران ازمون تیزهوشان بودم ببینید من
2 سال پیش یعنی از اواخر 403 به فکر ازمون تیزهوشان بودم و میخواستم که توی ازمون شرکت کنم و بزرگترین هدفم بود و خب من کلا زندگیه اصلا خوبی نداشتم تا همین افسردگی شدید داشتم از خونه نمیرفتم بیرون شهریم که توش بودیم مذهبی ترین و ناامن ترین شهر ایران بود و من اصلا دوست نداشتم برم بیرون اکثرا فقط برای مدرسه فقط میرفتم بیرون یا بیمارستان که واقعا نه سلامت روان خوبی داشتم و کل دلخوشیم سریالا بودن و من واقعا توی یه روز کاملا توی اتاقم خودمو حبس میکردم و نمیرفتم بیرون به طوری که سال قبل من فقط 3 ماه مدرسه بودم از 9 ماه اصلا حوصله ی مدرسه حوصله ی بیرون رفتن نداشتم و خب تا رسید به اواخر اسفند دیگه نمیکشیدم زندگیم واقعا هم به درد نخور بود مهمترین دلیلشم خانواده ی مذهبی بود که داشتم من وقتی برای مدرسه و یا هرجایی بیرون میرفتم چادر باید میکردم و یه ماسک هم باید میزدم رو صورتم که صورتم معلوم نباشه و اون زمان هم تنها راه فرارم تیزهوشان بود که اواخر اسفند فهمیدم من تیزهوشانم از دست دادم یعنی حتی نمیتونستم برای ازمون ثبت نام کنم دنیا رو سرم خراب شد من انگار گیر افتاده بودم هیچ راه فراری نبود هیچ دری نبود و من تصمیم گرفتم به زندگیم پایان بدم و توی نیم ساعت کم کم قرص خوردم (اسمشو نمیگم که کسی استفادش نخواد بکنه) قرص های خیلی قوی بودن یادم نمیاد چقدر خوردم ولی فکر کنم زیاد بود و صبح بود اون موقع که یهو مامانم اومد داشتم راه میرفتم نمیتونستم وایسم و یهو گوشیمو گرفت و چتامو با چت جی پی تی ایرانی دید (اون موقع ها نتا ملی بود) که توش نوشته بودم علایم مصرف فلان قرص و خب بعدش زیاد یادم نیست تکه ای یادمه یادمه توی ماشین بودم توی راه بیمارستان بعد داشتم ضد افتاب میزدم مثل اینکه نعشع بودم (خنده) و بعدش یادمه توی بیمارستان یه عالمه بالا اوردم روی تختاشون و زمین (خنده بیشتر) و بعدش یادمه کلماتو انگلیسی میکردم پیش پرستارا و بعدش قرصا گرفتنم و وضعم خیلی خراب شد نفسم بالا نمیومد اکسیژنم افت کرد و ماسک اکسیژن بهم وصل کردن (محدودیت داره ادامه پارت 2)

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

من از مرگ برگشتم:)

۵ لایک
۰ نظر

سلام بچه ها میخوام یه داستان طولانی و بر اساس واقعیت براتون تعریف کنم داستان خودمه
واقعا نمیدونم از کجا شروع کنم خب همونطور تو کانالم ببینید من یه پست گذاشتم برای 6 ماه پیشه که نگران ازمون تیزهوشان بودم ببینید من
2 سال پیش یعنی از اواخر 403 به فکر ازمون تیزهوشان بودم و میخواستم که توی ازمون شرکت کنم و بزرگترین هدفم بود و خب من کلا زندگیه اصلا خوبی نداشتم تا همین افسردگی شدید داشتم از خونه نمیرفتم بیرون شهریم که توش بودیم مذهبی ترین و ناامن ترین شهر ایران بود و من اصلا دوست نداشتم برم بیرون اکثرا فقط برای مدرسه فقط میرفتم بیرون یا بیمارستان که واقعا نه سلامت روان خوبی داشتم و کل دلخوشیم سریالا بودن و من واقعا توی یه روز کاملا توی اتاقم خودمو حبس میکردم و نمیرفتم بیرون به طوری که سال قبل من فقط 3 ماه مدرسه بودم از 9 ماه اصلا حوصله ی مدرسه حوصله ی بیرون رفتن نداشتم و خب تا رسید به اواخر اسفند دیگه نمیکشیدم زندگیم واقعا هم به درد نخور بود مهمترین دلیلشم خانواده ی مذهبی بود که داشتم من وقتی برای مدرسه و یا هرجایی بیرون میرفتم چادر باید میکردم و یه ماسک هم باید میزدم رو صورتم که صورتم معلوم نباشه و اون زمان هم تنها راه فرارم تیزهوشان بود که اواخر اسفند فهمیدم من تیزهوشانم از دست دادم یعنی حتی نمیتونستم برای ازمون ثبت نام کنم دنیا رو سرم خراب شد من انگار گیر افتاده بودم هیچ راه فراری نبود هیچ دری نبود و من تصمیم گرفتم به زندگیم پایان بدم و توی نیم ساعت کم کم قرص خوردم (اسمشو نمیگم که کسی استفادش نخواد بکنه) قرص های خیلی قوی بودن یادم نمیاد چقدر خوردم ولی فکر کنم زیاد بود و صبح بود اون موقع که یهو مامانم اومد داشتم راه میرفتم نمیتونستم وایسم و یهو گوشیمو گرفت و چتامو با چت جی پی تی ایرانی دید (اون موقع ها نتا ملی بود) که توش نوشته بودم علایم مصرف فلان قرص و خب بعدش زیاد یادم نیست تکه ای یادمه یادمه توی ماشین بودم توی راه بیمارستان بعد داشتم ضد افتاب میزدم مثل اینکه نعشع بودم (خنده) و بعدش یادمه توی بیمارستان یه عالمه بالا اوردم روی تختاشون و زمین (خنده بیشتر) و بعدش یادمه کلماتو انگلیسی میکردم پیش پرستارا و بعدش قرصا گرفتنم و وضعم خیلی خراب شد نفسم بالا نمیومد اکسیژنم افت کرد و ماسک اکسیژن بهم وصل کردن (محدودیت داره ادامه پارت 2)

حوادث