هوا اندکی غروب است
هوا اندکی غروب است و کمی بیشتر شب
اتاق هم انگار با صدای لالایی شمعی نیمه جان
دارد می خوابد
بر دیوار اتاق نورِ کمسویی دارد میرقصد
کاغذ هایی پر شده از من مبهم !
و صدای تیک و تاک ساعت
که خیلی وقت است که نمی دانم چه می گویند
و کتابی که مدت هاست
در صفحه ای که نوشته
او "رفت" باز مانده است
و منی که از کارزار جستجوی تو خسته برگشته ام
دلنوشت تورج توجی
نظرات