سییلام چطورین ؟ صبحتون بخیر نانازا . اینم یک صحنه بامزه . اینقدر پوست هندونه دوست داشت که خدا می دونه کپشن
اول بچه هایش که اون دور هستن نزدیک بودن بهشون هندونه دادیم ولی فرار کردن بعد مامانه از اون دور تا هندونه رو دید اومد و ازم گرفتی همه رو هم خورد آخرش بازم دلش می خواست
نظرات (۱۷)