بانو مهستی ـ آخرین طبیب / Mahasti - Akharin Tabib
تو آخرین طبیبی
که لحظه های آخر به داد من رسیدی
تو نوری از خدایی که پیغام خدا را
به گوش من رساندی به روح من دمیدی
زیباترین بهاری پایان انتظاری
برای منه تنها
تو یک حریم امنی تو بهترین دوایی
برا ی خستگیهام
......................
من کوله بارعشقو تا پای جان کشیدم
در زیر سایه های خوش باوری خزیدم
اما یه قلب ساده ندیدم که ندیدم
ندیدم که ندیدم
من از تکرار حرف دوست دارم خسته ام
من به اون کس که باید دل ببندم بسته ام
دل ببندم بسته ام
تو آخرین طبیبی
که لحظه های آخر به داد من رسیدی
تو نوری از خدایی که پیغام خدا را
به گوش من رساندی به روح من دمیدی
زیباترین بهاری پایان انتظاری
برای منه تنها
تو یک حریم امنی تو بهترین دوایی
برا ی خستگیهام ... برا ی خستگیهام
.......................
من کوله بارعشقو تا پای جان کشیدم
در زیر سایه های خوش باوری خزیدم
اما یه قلب ساده ندیدم که ندیدم
ندیدم که ندیدم
من از تکرار حرف دوست دارم خسته ام
من به اون کس که باید دل ببندم بسته ام
دل ببندم بسته ام
تو آخرین طبیبی
که لحظه های آخر به داد من رسیدی
تو نوری از خدایی که پیغام خدا را
به گوش من رساندی به روح من دمیدی
زیباترین بهاری پایان انتظاری
برای منه تنها
تو یک حریم امنی تو بهترین دوایی
برا ی خستگیهام ... برا ی خستگیهام
نظرات