تصنیف گمشده بانو مرضیه، آهنگ همایون خرم، ترانه تورج نگهبان، نیمه شبان تنها در دل این صحرا گمشده خود را میجویم
نیمه شبان تنها در دل این صحرا گمشده خود را میجویم
رفت و نوای غم ز طنین ترانه من نشنود
رفت و کلامی هم دل من دگر از غم او نسرود
شد سپری عمری خبر از مه رفته من نرسید
بین به پیامی هم گره از دل خسته من نگشود
نیمه شبان تنها در دل این صحرا گمشده خود را می جویم
من که هم آوازم با سخن سازم راز جداییها میگویم
من کیم آهی مانده به لبها آتش عشقی در دل شبها راه گریزم میبندد
خسته و تنها ماه و ثریا بر شب تارم میخندد
رفت و نوای غم ز طنین ترانه من نشنود
رفت و کلامی هم دل من دگر از غم او نسرود
شد سپری عمری خبر از مه رفته من نرسید
بین به پیامی هم گره از دل خسته من نگشود
در خلوت شبها تنها منم حیران به راهی نا پیدا منم
افتاده ای از پا در راه او دلداده ای مست و رسوا منم بی پروا منم
نظرات