هرگز نگاه نمیکنه؟!؛
فیلم ژاپنی دفتر خاطرات مخفی ما
our secret diary
به یادِ چنلِ قبلیام:]'
دلنوشتهای کوچک به خودم؛
"فکر میکردی مرا میشناسی'
بیرحمانه با زنجیرهایِ فـولادی که به کمرم بستی،
مرا در آغوش گرفتی؛
نوازش کردی...سیر و سیراب کردی؛
میدیدم که همهچیز و همهکس در حرکتاند!
دختری در گوشهی نامعلومِ جهان نشسته
در ترسِ معرکه،به خود میلرزه'
ترس از آنکه بیحرکت بماند و تیری از میانِ
درزهای تردید او را به آن دنیا بکشاند؛
اما چه میدانستم؟
تیر قرار است به زنجیرت برخورد کند و
مرا آزاد سازد؟"
شک کنید،تردید داشته باشید!
هر مسیری که مانعِ آیندهی خوب و تضمینشدهی شما میشه،باید دَرِش مشکلی وجود داشته باشه!!"
نظرات (۴۹)