این چه اعتراف رندومی بود؟:خنده:
این پسر قد بلنده یه ورزشکار حرفه ایه-
خیلی خیلی حرفه ای-
یه باشگاه هست توی مدرسشون به اسم باشگاه خانه داری-کارایی مثل پختن غذاهای معمول، خیاطی های معمولی و مثلا کمکهای اولیه و این طور چیزارو توش اموزش میدن-
پسر قد بلنده باشگاه اینارو مسخره کرد...یکی از اعضای این باشگاه یک قاتل سوپر خفنه که بدنش برگشته به نوجوونیش!-
این قاتل داستان ما اومد این پسر قد بلنده رو به یه دوئل ورزشی دعوت کرد و یه جورایی انقدر پرفکت شکستش داد که پسره اسیب دید(همونطور که مشاهده میکنید عصا دستشه:خنده:)
قد بلنده عقب نشینی کرد!
روی نیمکت نشسته بود که رئیس باشگاه خانه داری(دختر مو ابیه) اومد براش چسب ضد درد اورد و زد به پاهاش-پسره پرسید چرا وقتی دشمنتم داری این کارو میکنی؟
دختره بهش گفت: شاید ادمایی مثل تو که عاشق رقابت هستید همه چیو تو دو تا گروه رقیب و هم تیمی دسته بندی کنید، اما روابطی مثل دوستی هم هستن که حتی بعد از رقابت های سنگین بازهم به هم کمک میکنیم! این هم همینه-
تقریبا نیم ساعت بعدش پسره اومده بهش اعتراف عاشقانه میکنهTT
بچم عاشق شددددددTT
نظرات (۴)