Part:2 نجاتم بدین عاشق شدم

۰ نظر گزارش تخلف
Avin. پارت۵رمان اضافه شد<••>
Avin. پارت۵رمان اضافه شد<••>

سیلا: چیه؟
آدرین: هیچی فقط دشمنم رو به تخت میاری و تو تو تخت میکشیش
سیلا: نه اینکارو نمیکنم
آدرین: سرپیچی میکنی هان؟
سیلا: من دختر بودنمو از دس نمیدم
آدرین: مگه چه ارزشی داره!!!!
سیلا: تموم داارایی من دختر بودنمه
آدرین: گمشو از جلوی چشام
نظر نویسنده:(عوضی کثافت)
سیلا: چرا همش اینطوریه قبلا ابنطوری نبود .
۱۰سال قبل سیلا و آدرین هم دبیرستانی بودن و عاشق هم بودن ولی در اثر تصادف آدرین حافظه اشو از دست میده و همه ی اینارو تقصیر سیلا هست و ازش متنفره
آدرین: قبلا اونو ی جایی دیدم ولش اون ی عوضیه اگه بخاطر اون نبود تصادف نمیکردم
پدربزرگ آدرین:(حیف به دخترم)نکن اینطوری پشیمون میشی
آدرین: نمیشم اون باعث رفتن خاطرات من شد
پدربزرگ میخواست بگه ولی سیلا گفته بود نگه
پدربزرگ: من بهت میگم
آدرین: نگو
در همون لحظه.....

گزارش ممنوع
بخاطر قطع اینترنت پارت های رمان هم دیر گذاشته میشه ولی من تمام تلاشم رو میکنم تا زود بزارم ممنون امیدوارم درک کنین

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

Part:2 نجاتم بدین عاشق شدم

۱۰ لایک
۰ نظر

سیلا: چیه؟
آدرین: هیچی فقط دشمنم رو به تخت میاری و تو تو تخت میکشیش
سیلا: نه اینکارو نمیکنم
آدرین: سرپیچی میکنی هان؟
سیلا: من دختر بودنمو از دس نمیدم
آدرین: مگه چه ارزشی داره!!!!
سیلا: تموم داارایی من دختر بودنمه
آدرین: گمشو از جلوی چشام
نظر نویسنده:(عوضی کثافت)
سیلا: چرا همش اینطوریه قبلا ابنطوری نبود .
۱۰سال قبل سیلا و آدرین هم دبیرستانی بودن و عاشق هم بودن ولی در اثر تصادف آدرین حافظه اشو از دست میده و همه ی اینارو تقصیر سیلا هست و ازش متنفره
آدرین: قبلا اونو ی جایی دیدم ولش اون ی عوضیه اگه بخاطر اون نبود تصادف نمیکردم
پدربزرگ آدرین:(حیف به دخترم)نکن اینطوری پشیمون میشی
آدرین: نمیشم اون باعث رفتن خاطرات من شد
پدربزرگ میخواست بگه ولی سیلا گفته بود نگه
پدربزرگ: من بهت میگم
آدرین: نگو
در همون لحظه.....

گزارش ممنوع
بخاطر قطع اینترنت پارت های رمان هم دیر گذاشته میشه ولی من تمام تلاشم رو میکنم تا زود بزارم ممنون امیدوارم درک کنین