بچه ها حدس بزنید چی شده،" cap "اصلا فکرشم نمکنیدددد ㅋㅋㅋㅋ

김조경.☆ ست با آیلار جونـــــم (。・ω・。)ノ♡،

دوست مامانم اومده بود خونمون با بچش یه سه چهار ساعتی اومدن خونمون، با مامانم غیبت کردن بعدش رفتن، بگین خــــــــــب
بعد خونه ما دو طبقه اس بعد من میرم پایین درس میخونم و بعضی از وسایلم اونجا بود، پسر دوست مامانم رفته بود پایین مثلا رفته بود خونمون رو ببینه (눈_눈) ولی من شب رفتم پایین تا بگردم اونجا رو کلیدم رو دیدم روی میز اما جا کلیدیم نبود، خخخخخ وای حدس بزنید چی شده بود؟! پسره جاکلیدیه خوشش اومده بود دزدیده بودش وای اصلا داشتم از خنده پرت میشدم ㅋㅋㅋㅋㅋ گفتم اخع پسر خوب کلید رو میزاشتی سر جاش حداقلش من دیر میفهمیدم، (๑˙ー˙๑) ولی اوکیه اگه ازم میخواستش بهش میدادمش، البته از اون جاکلیدی دیگه پیدا نمیشه نه اینکه بگم گرون بودا نــــــــع فقط قدیما از اونا میزدن الان دیگه کسی از اونا نمیخره، ولی واسم باارزش بود چون مال تولدم بود ولی امید وارم ازش خوب استفاده کنع (. ❛ ᴗ ❛.)

نظرات (۵۰)

Loading...

توضیحات

بچه ها حدس بزنید چی شده،" cap "اصلا فکرشم نمکنیدددد ㅋㅋㅋㅋ

۲۳ لایک
۵۰ نظر

دوست مامانم اومده بود خونمون با بچش یه سه چهار ساعتی اومدن خونمون، با مامانم غیبت کردن بعدش رفتن، بگین خــــــــــب
بعد خونه ما دو طبقه اس بعد من میرم پایین درس میخونم و بعضی از وسایلم اونجا بود، پسر دوست مامانم رفته بود پایین مثلا رفته بود خونمون رو ببینه (눈_눈) ولی من شب رفتم پایین تا بگردم اونجا رو کلیدم رو دیدم روی میز اما جا کلیدیم نبود، خخخخخ وای حدس بزنید چی شده بود؟! پسره جاکلیدیه خوشش اومده بود دزدیده بودش وای اصلا داشتم از خنده پرت میشدم ㅋㅋㅋㅋㅋ گفتم اخع پسر خوب کلید رو میزاشتی سر جاش حداقلش من دیر میفهمیدم، (๑˙ー˙๑) ولی اوکیه اگه ازم میخواستش بهش میدادمش، البته از اون جاکلیدی دیگه پیدا نمیشه نه اینکه بگم گرون بودا نــــــــع فقط قدیما از اونا میزدن الان دیگه کسی از اونا نمیخره، ولی واسم باارزش بود چون مال تولدم بود ولی امید وارم ازش خوب استفاده کنع (. ❛ ᴗ ❛.)