پارت-۷۲

بسته‌شد
بسته‌شد

-ولی و اما و اگرش رو نمیدونم اقا محسن من جوابمو دادم لطف کنین دیگه مزاحم نشین چون نمیخوام تو رو هم وایسیم
بهدم گوشیو قطع کردم:چه خوب رقصیدین خانم:/
برگشتم طرفش:بــلـــه؟
پسره:شوخی کردم
-بله خدا بهتون رحم کرد از چشاتونم میشد فهمید شوخیه وگرنه کتک بارونت میکردم
پسره:ینی میزنی؟
-بله که میزنم
پسره چشاشو یه جوری خمار کردو همون حرفو دوباره زدو منم دستشو گرفتم که بپیچونم که گفت:وای وای نکنیا خواسم امتحان کنم ببینم واقعا میزنی یا فقط ادعایی
دستشو ول کردم:خاسی بگو بشکونم تا بفهمی حقیقته یا ادعا
بهدم رفتمو رو تخت پیش بچها نشستم بیشترای دختر و پسر جوون هی میومدن میگفتن دستت طلا خندیدم و از این حرفا بغل دست تخت ما همون پسره بود با سه تا پسر دیگه و پسره داشت قۻیه منو تعریف میکردو اوناهم میخندیدن و نگاهم میکردن
یکی از همون پسرا:اجی میزدی میشکوندی دستشو خیالمون راحت کنی
-داداش میخوای مال خودتو بشکنم تا خیال رفیقت راحت شه
نیش پسره وا شدو این یکی پنچر شد:خردی عزیزم
-میخوای توعم بزنم تا بخوری؟
دوتاشون پنچر شدن از میز پشتی صدا یکی اومد:دختر کم زبون بریز بیا اینجا بدون زبون ریختن میگرمت خودم اینجوری فقط داری نشون میدی ه*د*ز*ه*ا*ی
بلند شدومو رفتم سمتش دستشو گرفتمو همونجور که میپیچوندم گفتم:لقب جد و ابادتو رو من نزار فهمیدی؟جوابتونو ندم که شما پسرا البته بۻیاتون مظلوم گیر بیارونو لقب هرزه و بهدم بدبختش کنین؟
پسره:ایییی ول کن دستمو دختره لاشی
دستشو بیشتر پیچوندم که اخش بلند شد دستشو ول کردم دستشو برد بالا که بزنه که خودم زودتر یه مشت حوالش کردم:اینو زدم یادبگیری چطوری با یه دختر یا خانم رفتار کنی
بهدم رفتم نشستم که دخترا اونجا برام دست زدنو پسرا هم دست زدن:ارزو کشتی پسرو رو دمت گرم باوا
-چاکر داش کاکا
بهدم دیگه چیزی نگفتیمو ناهارو خردیم:بابا این باربد خیلی خشکه ارزو بیا برو اون ور من میام این ور
همه به حرفش خندیدمو باربد اخم کرد منم رفتم جلو نشستم ۻبطو روشن کردمو دیدم اهنگاش چرته به گوشی خودم وصلش کردمو اهنگ شاد گذاشتم که بالا پایین میپریدم چند باریم کلم خرد به سقف ماشیین بهد اینکه خسته شدم نشستم:ارزو خوابت نمیاد؟
-نه بنی امروز نمد چرا انقدر انرژی دارم

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

پارت-۷۲

۰ لایک
۰ نظر

-ولی و اما و اگرش رو نمیدونم اقا محسن من جوابمو دادم لطف کنین دیگه مزاحم نشین چون نمیخوام تو رو هم وایسیم
بهدم گوشیو قطع کردم:چه خوب رقصیدین خانم:/
برگشتم طرفش:بــلـــه؟
پسره:شوخی کردم
-بله خدا بهتون رحم کرد از چشاتونم میشد فهمید شوخیه وگرنه کتک بارونت میکردم
پسره:ینی میزنی؟
-بله که میزنم
پسره چشاشو یه جوری خمار کردو همون حرفو دوباره زدو منم دستشو گرفتم که بپیچونم که گفت:وای وای نکنیا خواسم امتحان کنم ببینم واقعا میزنی یا فقط ادعایی
دستشو ول کردم:خاسی بگو بشکونم تا بفهمی حقیقته یا ادعا
بهدم رفتمو رو تخت پیش بچها نشستم بیشترای دختر و پسر جوون هی میومدن میگفتن دستت طلا خندیدم و از این حرفا بغل دست تخت ما همون پسره بود با سه تا پسر دیگه و پسره داشت قۻیه منو تعریف میکردو اوناهم میخندیدن و نگاهم میکردن
یکی از همون پسرا:اجی میزدی میشکوندی دستشو خیالمون راحت کنی
-داداش میخوای مال خودتو بشکنم تا خیال رفیقت راحت شه
نیش پسره وا شدو این یکی پنچر شد:خردی عزیزم
-میخوای توعم بزنم تا بخوری؟
دوتاشون پنچر شدن از میز پشتی صدا یکی اومد:دختر کم زبون بریز بیا اینجا بدون زبون ریختن میگرمت خودم اینجوری فقط داری نشون میدی ه*د*ز*ه*ا*ی
بلند شدومو رفتم سمتش دستشو گرفتمو همونجور که میپیچوندم گفتم:لقب جد و ابادتو رو من نزار فهمیدی؟جوابتونو ندم که شما پسرا البته بۻیاتون مظلوم گیر بیارونو لقب هرزه و بهدم بدبختش کنین؟
پسره:ایییی ول کن دستمو دختره لاشی
دستشو بیشتر پیچوندم که اخش بلند شد دستشو ول کردم دستشو برد بالا که بزنه که خودم زودتر یه مشت حوالش کردم:اینو زدم یادبگیری چطوری با یه دختر یا خانم رفتار کنی
بهدم رفتم نشستم که دخترا اونجا برام دست زدنو پسرا هم دست زدن:ارزو کشتی پسرو رو دمت گرم باوا
-چاکر داش کاکا
بهدم دیگه چیزی نگفتیمو ناهارو خردیم:بابا این باربد خیلی خشکه ارزو بیا برو اون ور من میام این ور
همه به حرفش خندیدمو باربد اخم کرد منم رفتم جلو نشستم ۻبطو روشن کردمو دیدم اهنگاش چرته به گوشی خودم وصلش کردمو اهنگ شاد گذاشتم که بالا پایین میپریدم چند باریم کلم خرد به سقف ماشیین بهد اینکه خسته شدم نشستم:ارزو خوابت نمیاد؟
-نه بنی امروز نمد چرا انقدر انرژی دارم