قلبم شکست

سوته دلان
سوته دلان

رفتی و بی تو قلبم شکست
بغضی آمد و بی هوا بر گلویم نشست
چشمم طفلکی اما رفتنت را باور نداشت
همه جا در پی چشمت گریه می‌کرد و می‌دوید
ناگهان چشمم تو را دید در آغوش چشم دیگری
کمی سوزان و نالان شد
اندکی بعد گریان و در فغان شد
دلم به لرزه افتاد
صدایم هم که بیچاره صدایش در نمی‌آمد
دید چشمت که قلبم از نفس افتاده
ولی بی‌انصاف ...
باز شب آمد
شب و این ساز شکسته
من این صدای خسته
شاعر  و گوینده تورج توجی

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

قلبم شکست

۰ لایک
۰ نظر

رفتی و بی تو قلبم شکست
بغضی آمد و بی هوا بر گلویم نشست
چشمم طفلکی اما رفتنت را باور نداشت
همه جا در پی چشمت گریه می‌کرد و می‌دوید
ناگهان چشمم تو را دید در آغوش چشم دیگری
کمی سوزان و نالان شد
اندکی بعد گریان و در فغان شد
دلم به لرزه افتاد
صدایم هم که بیچاره صدایش در نمی‌آمد
دید چشمت که قلبم از نفس افتاده
ولی بی‌انصاف ...
باز شب آمد
شب و این ساز شکسته
من این صدای خسته
شاعر  و گوینده تورج توجی

موسیقی و هنر