زهره، ایرج خواجه امیری ویلن دکتر جهانشاه برومند تار فریدون احتشامی و تنبک سحاب قاضی، ترانه مهدی رئیسی آهنگ مجید وفادار

عباس
عباس

یاد از ان روزی که بودی زهره یار من
دور از چشم رقیبان در کنار من

حالیا خالیست جایت ای نگار من
در شام تار من، آخر کجایی زهره

یاد داری ظهر آن روزی که در صحرا
دستم در دست هم، گردش کنان تنها

راه می رفتیم و در بین شقایق ها
بود عالمی ما را، لطف و صفایی زهره

بود هنگام غروب آن روز و فا زیبا
ایستادی از برای دیدنش آنجا

تکیه تو بر سینه ام، دادی سر خود را
گفتیم و ما تنها، بس رازهایی زهره

چون یقین کردی که در عشقت گرفتارم
طرد گشتی و نمودی این چنین خارم

خود نکردی فکر آخر نازنین یارم
من همچو تو دارم، آخر خدامی زهره

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

زهره، ایرج خواجه امیری ویلن دکتر جهانشاه برومند تار فریدون احتشامی و تنبک سحاب قاضی، ترانه مهدی رئیسی آهنگ مجید وفادار

۲ لایک
۰ نظر

یاد از ان روزی که بودی زهره یار من
دور از چشم رقیبان در کنار من

حالیا خالیست جایت ای نگار من
در شام تار من، آخر کجایی زهره

یاد داری ظهر آن روزی که در صحرا
دستم در دست هم، گردش کنان تنها

راه می رفتیم و در بین شقایق ها
بود عالمی ما را، لطف و صفایی زهره

بود هنگام غروب آن روز و فا زیبا
ایستادی از برای دیدنش آنجا

تکیه تو بر سینه ام، دادی سر خود را
گفتیم و ما تنها، بس رازهایی زهره

چون یقین کردی که در عشقت گرفتارم
طرد گشتی و نمودی این چنین خارم

خود نکردی فکر آخر نازنین یارم
من همچو تو دارم، آخر خدامی زهره

موسیقی و هنر