فیلم سینمایی تخیلی هانسل و گرتل(شکارچی جادوگر) دوبله فارسی کیفیت عالی

۱۱ نظر
گزارش تخلف
zas
zas

داستانویرایش

داستان ماجراجویی یک برادر و خواهر کوچک به نام‌های هانسل و گرتل را روایت می‌کند که یک شب در جنگلی تاریک به خانه‌ای که از کیک و شکلات ساخته شده می‌رسند و توسط یک جادوگر پیر در خانه زندانی می‌شوند. جادوگر هانسل را مجبور به خوردن شیرینی‌ها می‌کند و از طرف دیگر اجاق را برای پختن او آماده می‌کند. اما خواهر و برادر با همکاری یکدیگر جادوگر را غافلگیر کرده و او را به درون اجاق می‌اندازد.

سال‌ها بعد از این ماجرا هانسل و گرتل تبدیل به شکارچیان جادوگر شده و شهرت زیادی کسب کرده‌اند. آنها در ازای ازبین بردن جادوگرهای سرزمین‌های مختلف دستمزد دریافت می‌کنند. نابود کردن جادوگرها برای آن‌ها کاری نسبتاً راحت است چون آن‌ها در برابر جادو و طلسم جادوگران مصون بودند (چرا که مادر آنها خود یک جادوگر سفید بود). اگرچه هانسل به دلیل خوردن شیرینی‌های جادوگر پیر در دوران کودکی اکنون دارای بیماری قند می‌باشد و باید در ساعت‌های معین در روز به خود انسولین تزریق کند.

آن‌ها اکنون به شهر آوگسبورگ آمده‌اند و برای پیدا کردن کودکان گمشده به دست جادوگران، توسط شهردار آوگسبورگ برای همکاری فراخوانده شده‌اند. در داخل شهر هانسل و گرتل از اعدام شدن دختری به نام مینا که متهم به جادوگری است (اما در واقع یک جادوگر سفید است) جلوگیری کرده و در عوض مینا به هانسل علاقه‌مند می‌شود.

یک شب با از بین بردن جادوگری در همان حوالی آن‌ها متوجه می‌شوند جادوگران در حال آماده‌سازی برای مراسم ماه خونین در سه شب دیگرند، که نیاز به قربانی کردن ۱۲ کودک داشته، شش پسر و شش دختر، که هر کدام در یک ماه از سال به دنیا آمده باشد. در این شب تمام جادوگران از اقصی نقاط مختلف جمع شده و زیر یک ماه گرفتگی مراسم قربانی را اجرا خواهند کرد. این مراسم به جادوگران قدرت خواهد داد که تا ابد در برابر آتش (که یکی از معدود روش هایی است که می‌توان جادوگران را با آن اعدام کرد) ایمنی یابند. هانسل و گرتل نیز قصد نجات کودکان را کرده و به مقابله با جادوگران برمی‌خیزند تا این نقشه آنان عملی نشود.

نظرات (۱۱)

Loading...

توضیحات

فیلم سینمایی تخیلی هانسل و گرتل(شکارچی جادوگر) دوبله فارسی کیفیت عالی

۳۶ لایک
۱۱ نظر

داستانویرایش

داستان ماجراجویی یک برادر و خواهر کوچک به نام‌های هانسل و گرتل را روایت می‌کند که یک شب در جنگلی تاریک به خانه‌ای که از کیک و شکلات ساخته شده می‌رسند و توسط یک جادوگر پیر در خانه زندانی می‌شوند. جادوگر هانسل را مجبور به خوردن شیرینی‌ها می‌کند و از طرف دیگر اجاق را برای پختن او آماده می‌کند. اما خواهر و برادر با همکاری یکدیگر جادوگر را غافلگیر کرده و او را به درون اجاق می‌اندازد.

سال‌ها بعد از این ماجرا هانسل و گرتل تبدیل به شکارچیان جادوگر شده و شهرت زیادی کسب کرده‌اند. آنها در ازای ازبین بردن جادوگرهای سرزمین‌های مختلف دستمزد دریافت می‌کنند. نابود کردن جادوگرها برای آن‌ها کاری نسبتاً راحت است چون آن‌ها در برابر جادو و طلسم جادوگران مصون بودند (چرا که مادر آنها خود یک جادوگر سفید بود). اگرچه هانسل به دلیل خوردن شیرینی‌های جادوگر پیر در دوران کودکی اکنون دارای بیماری قند می‌باشد و باید در ساعت‌های معین در روز به خود انسولین تزریق کند.

آن‌ها اکنون به شهر آوگسبورگ آمده‌اند و برای پیدا کردن کودکان گمشده به دست جادوگران، توسط شهردار آوگسبورگ برای همکاری فراخوانده شده‌اند. در داخل شهر هانسل و گرتل از اعدام شدن دختری به نام مینا که متهم به جادوگری است (اما در واقع یک جادوگر سفید است) جلوگیری کرده و در عوض مینا به هانسل علاقه‌مند می‌شود.

یک شب با از بین بردن جادوگری در همان حوالی آن‌ها متوجه می‌شوند جادوگران در حال آماده‌سازی برای مراسم ماه خونین در سه شب دیگرند، که نیاز به قربانی کردن ۱۲ کودک داشته، شش پسر و شش دختر، که هر کدام در یک ماه از سال به دنیا آمده باشد. در این شب تمام جادوگران از اقصی نقاط مختلف جمع شده و زیر یک ماه گرفتگی مراسم قربانی را اجرا خواهند کرد. این مراسم به جادوگران قدرت خواهد داد که تا ابد در برابر آتش (که یکی از معدود روش هایی است که می‌توان جادوگران را با آن اعدام کرد) ایمنی یابند. هانسل و گرتل نیز قصد نجات کودکان را کرده و به مقابله با جادوگران برمی‌خیزند تا این نقشه آنان عملی نشود.