نامه هائو به اعضا در طول اخرین کنسرت +کپشن

ZEROBASEONE/AND2BLE
ZEROBASEONE/AND2BLE

هائو:
راستش رو بخواید، دو روز گذشته رو مدام تمرینِ خداحافظی می‌کردم. اما انگار هنوز هم نمی‌تونم بپذیرمش. من ذاتاً آدم خیلی بزرگسال یا مستقل و خودکفایی نیستم — همیشه، چه روی استیج و چه در زندگی روزمره، به اعضای عزیزم تکیه می‌کردم و حالا اینکه دیگر آن تکیه‌گاه کنارم نیست…فقط همین فکر هم مرا می‌ترساند. من بی‌نهایت از شما ممنونم و یک خواهش بزرگ دارم: خواهش می‌کنم مراقب آیندهٔ هر نه نفر باشید. و یک چیز دیگر — از شما ممنونم که در دوران جوانیِ من ظاهر شدید، بیشتر از هر کسی ممنونم که در اون زمان کنار من بودید، ممنونم که جوانی‌ام رو برام حفظ کردید. واقعیت اینه که حالا یک مسیر جدید در پیشه. می‌ترسم… چون همه‌چیز قراره به انتخاب‌های خودم بستگی داشته باشه.اما می‌دونم که ایمان شما به من، نگرانی‌های شما، نظرهای شما — همهٔ این‌ها عشق بزرگیه که به من می‌دید. و دلم می‌خواد بدونید که: من همیشه روی صحنه برای شما می‌درخشم، همیشه به شما آرامش و انرژی می‌بخشم — این هیچ‌وقت عوض نخواهد شد. و اینکه نام من «ژانگ هائو» هست ، داستانی نیست که فقط من ساخته باشم؛ داستانی است که ما با هم ساختیم — من و شما، زی رزهای من. برای همین، حتی امروز هم پایان راه نیست. امیدوارم این داستان رو دوباره و دوباره با هم ادامه دهیم.حرف‌های زیادی بود که می‌خواستم بگم، اما حالا واقعاً می‌خواهم خداحافظی کنم. تا این لحظه، همراه شما ، ژانگ هائو از زیروبیسوان بودم. همهٔ شما واقعاً خیلی زحمت کشیدید واقعاً، واقعاً خیلی

نظرات (۲)

Loading...

توضیحات

نامه هائو به اعضا در طول اخرین کنسرت +کپشن

۲ لایک
۲ نظر

هائو:
راستش رو بخواید، دو روز گذشته رو مدام تمرینِ خداحافظی می‌کردم. اما انگار هنوز هم نمی‌تونم بپذیرمش. من ذاتاً آدم خیلی بزرگسال یا مستقل و خودکفایی نیستم — همیشه، چه روی استیج و چه در زندگی روزمره، به اعضای عزیزم تکیه می‌کردم و حالا اینکه دیگر آن تکیه‌گاه کنارم نیست…فقط همین فکر هم مرا می‌ترساند. من بی‌نهایت از شما ممنونم و یک خواهش بزرگ دارم: خواهش می‌کنم مراقب آیندهٔ هر نه نفر باشید. و یک چیز دیگر — از شما ممنونم که در دوران جوانیِ من ظاهر شدید، بیشتر از هر کسی ممنونم که در اون زمان کنار من بودید، ممنونم که جوانی‌ام رو برام حفظ کردید. واقعیت اینه که حالا یک مسیر جدید در پیشه. می‌ترسم… چون همه‌چیز قراره به انتخاب‌های خودم بستگی داشته باشه.اما می‌دونم که ایمان شما به من، نگرانی‌های شما، نظرهای شما — همهٔ این‌ها عشق بزرگیه که به من می‌دید. و دلم می‌خواد بدونید که: من همیشه روی صحنه برای شما می‌درخشم، همیشه به شما آرامش و انرژی می‌بخشم — این هیچ‌وقت عوض نخواهد شد. و اینکه نام من «ژانگ هائو» هست ، داستانی نیست که فقط من ساخته باشم؛ داستانی است که ما با هم ساختیم — من و شما، زی رزهای من. برای همین، حتی امروز هم پایان راه نیست. امیدوارم این داستان رو دوباره و دوباره با هم ادامه دهیم.حرف‌های زیادی بود که می‌خواستم بگم، اما حالا واقعاً می‌خواهم خداحافظی کنم. تا این لحظه، همراه شما ، ژانگ هائو از زیروبیسوان بودم. همهٔ شما واقعاً خیلی زحمت کشیدید واقعاً، واقعاً خیلی