1985

۲۰۷ نظر گزارش تخلف
Zeus
Zeus

بعضی چیزها آن‌قدر بی‌صدا در وجود آدم ریشه می‌دوانند که دیگر نمی‌توان لحظه‌ی آغازشان را به یاد آورد. نه می‌دانی از کجا شروع شدند، نه کِی از مرزِ عادت گذشتند و نه چطور، بی‌آنکه متوجه شوی، به بخشی از تعریفِ تو از جهان تبدیل شدند.

زمان همه‌چیز را فرسوده می‌کند؛ خاطره‌ها را، یقین‌ها را، حتی معنایی را که با وسواس برای زندگی می‌سازیم. اما عجیب است که بعضی چیزها، به‌جای محو شدن، با هر بار گذشتنِ زمان عمیق‌تر می‌شوند؛ گویی پیش از آنکه نامی داشته باشند، جایی در سکوتِ ما وجود داشته‌اند.

شاید هیچ ابدیتی در کار نباشد. شاید ماندگاری هم صرفاً توهمی‌ست که ذهن برای انکارِ فنا ساخته است.

اما بعضی حضورها چنان با گذشته‌ی آدم درهم می‌آمیزند که دیگر نمی‌توان فهمید از چه زمانی وجود داشته‌اند؛ انگار پیش از آنکه بشناسی‌شان، بخشی از تو بوده‌اند و تمام این سال‌ها، فقط دیر رسیدن به حقیقتی بوده که از ابتدا درونت زندگی می‌کرده است.

نظرات (۲۰۷)

Loading...

توضیحات

1985
۱۴ لایک
۲۰۷ نظر

بعضی چیزها آن‌قدر بی‌صدا در وجود آدم ریشه می‌دوانند که دیگر نمی‌توان لحظه‌ی آغازشان را به یاد آورد. نه می‌دانی از کجا شروع شدند، نه کِی از مرزِ عادت گذشتند و نه چطور، بی‌آنکه متوجه شوی، به بخشی از تعریفِ تو از جهان تبدیل شدند.

زمان همه‌چیز را فرسوده می‌کند؛ خاطره‌ها را، یقین‌ها را، حتی معنایی را که با وسواس برای زندگی می‌سازیم. اما عجیب است که بعضی چیزها، به‌جای محو شدن، با هر بار گذشتنِ زمان عمیق‌تر می‌شوند؛ گویی پیش از آنکه نامی داشته باشند، جایی در سکوتِ ما وجود داشته‌اند.

شاید هیچ ابدیتی در کار نباشد. شاید ماندگاری هم صرفاً توهمی‌ست که ذهن برای انکارِ فنا ساخته است.

اما بعضی حضورها چنان با گذشته‌ی آدم درهم می‌آمیزند که دیگر نمی‌توان فهمید از چه زمانی وجود داشته‌اند؛ انگار پیش از آنکه بشناسی‌شان، بخشی از تو بوده‌اند و تمام این سال‌ها، فقط دیر رسیدن به حقیقتی بوده که از ابتدا درونت زندگی می‌کرده است.