Skip to main content
۱۶۴,۰۸۱ بازدید

  • (Animanga World (Mohammad
  • *Sama*
  • SaRa
  • تنهاترین و اولین پرنسس برندا در نماشا(عضو اولین و تنهاترین گروه لالی راک در جهان)
  • Saba

قسمت 845 پرواز(خلاصه کوتاه در توضیحات)

♥♥.::☆aida☆::.♥♥
♥♥.::☆aida☆::.♥♥
منتشر شده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۹۶

۱-لایک و کامنت-۲-گزارش ندید!!
خلاصه:ویوان دنبال ایملی میگرده که۳تازن جلوشومیگیرنومیگن تمام این مدت کجابودی؟ویوان میگه چی؟ایملی کجاست یکی از اون زنامیگه زنتون خیلی بدخوردن زمین ممکنه به بچه آسیب رسیدِباشه وبعدویوان میگه نه بچم هیچیش نمیشه میره بیمارستان بخش بعد:ایملی توبیمارستانِ ومیگه چه بلایی سرِبچم اومدِدکترمیگه بچه زندس ولی ممکنه هر اتفاقی بیفته ایملی میگه بسه دیگه بچه من زندست وهیچیش نمیشه توروخدابچه ی منونجات بدیدبدون اون زندگی نمیکنم دکترمیگه فعلاهیچ چیزمعلوم نیست ازالان نمیشه گفت خوبه یانه وبایدصبرکنیم ایملی میگه التماستون میکنم بچه ی من سالم باشه وبعدمیگه لطفابهم گوشی بدید تماس فوری دارم وپرستارگوشیشوبهش میده ومیگه بیابگیر بخش بعد:سورج و چکور توماشینن که سورج داره باچکورحرف میزنه ومیبینه چکور خوابه ومیفهمه تمام این مدت باخودش حرف زده سورج کتشودرمیاره ومیندازه روچکور که سرمانخوره ویکم حرف میزنه که یهوچکورازخواب میپره وسورج بقلش میکنه ومیگه من میدونم کارِکمال نارایانِ من ازش نمیگذرم بخش بعد:کمال نارایان نوکراشومیکشه ومیخوادهمون که قبلا ادم سورج بوداما نوکرخودش شده بودوبکشه که چهارپایه رومیکشه اونورو و بااسلحه روی طنابش میزنع بخش بعد:دکترزن میگه من آزمایش کردم ایملی میگه بچه که خوبه؟دکترزن میگه ها؟آم حالش خوبه ومیره دکترزن توخیابون داره راه میره که ویوانومیبینه ویوان میگه حالهِ بچم که خوبه دکترمیگه آره خوبه و ویوان میگه ممنونم شما زندگیمونجات دادی وبعدویوان سوارماشین میشه ومیره وایملیم توخیابون پرسه میزنه بخش بعد:کمال میادخونه وعکس خودشوکه به نمادمرده میبینه ومیگه کی اینکاروکرده سوراج میادمیگه من گذاشتم و کمال میگه چرا؟من که زنده ام چکورم میاد پیشه سورج ومیگه درسته تونمردی ولی این منم که مردم بعد چکوراسلحه روبه سمته خودش میگیره که کمال میگه این داره چیکارمیکنع سورج به چکورمیگه کاروتموم کن چکوراسلحه رو سمته کمال میگیره و میگه من تورومیکشم وبعد چکورشلیک میکنه به همون قاب که عکس کمال بودوکمال نارایان میگه میخوای چیکارکنی نکنه بخوای بکشیم سورج میادوگلوی کمال نارایانومیگیره ومیکنه توآب و میگه تومیخواستی چکوموبکشی؟من ازت نمیگذرم بعد دوباره کله کمال و میکنه تو آب که تاج اسوینی میگه بس کن سورج داری چیکار میکنی وسورج میگه این میخواست چکورموبکشه اگریه باردیگه یه خط به چکوم واردکنه قبرشومیکنم