Skip to main content
۳۲ بازدید

  • Mehi[~]
  • 나는 항상 네 편이다《▪EXO~BTS▪》
  • دریا
  • EXO-BTS-ZAHRA ( منعکس شده مین شوگا )
  • Kairah
  • [❣❀ℳ♡[❣❀BTS♡

فیک اگه بابام بفهمه _ پارت هشتاد

جی هوپ: صحیح! بریم!
بچه ها از دخترای وسط پیست خدافظی کردن و رفتن سمت میزی که جیمین و کوکی و وی دورش بودن. نشستن و شروع کردن به حرف زدن و مست کردن.
رپمان: وای پسر دختره دهنش باز مونده بود. جدا فکر میکرد ما ۴ تا دکتر پروتز ایم!
زد زیر خنده.
وی: دهنتون سرویس! چرا بهش دروغ گفتین؟
شوگا: ببین اولش نمیخواستیم دروغ بگیم. دیدیم دختره همونجور که داره با دوستش حرف میزنه میگه میخوام برم پروتز سینه و باسن انجام بدم. خب چه توقعی از ما داری؟ ماهم کرممون گرفت و ....
جین: یهو دیدیم رپمان داره شیک میرقصه و با لحن خیلی باکلاسی بهشون گفت: ببخشید خانمای محترم که وسط صحبتتون حرف میزنم. واقعا عذر میخوام ولی شنیدم که راجب پروتز سینه و باسن حرف میزدیم......خب راستش ما ۴ تا دکترای پروتز داریم!
بچه ها شاشیده بودن از خنده.
جیمین: خییییلی خررری رپمان!
رپمان: بقیشو گوش کن! با همین باکلاس بازیا گذاشت سینه هاشو ببینیم! بهش گفتم باید سینه هاتو ببینیم تا نظر کارشناسی بدیم . اونم مارو برد گوشه بار و دکلته ش رو کشید پایین و نشونمون داد خیلی احمق بود
جی هوپ: به زور میتونستم جلوی خندمو بگیرم واااای خیلی خوب بود ! رپمان هی اصطلاحای پزشکی میگفت که اصن ربط نداشت ولی دختره خر باور کرره بود ! اخرم شمارشو داد تا بعدا واسه ویزیت هماهنگ کنه یعنی ناموسا داشتم میریدم
جیمین و وی زدن زیر خنده. همه خیلی خوشحال بودن. به جز کوکی. کوکی واقعا عصبانی و ناراحت بود و اصلا حواسش به بچه ها نبود. فقط داشت برای خودش مشروب میریخت و میخورد.
وی برگشت سمت کوکی و گفت: تو چرا ناراحتی؟
بچه ها حواسشون به این دوتا نبود.
کوکی: بتوچه!
خواست لیوانشو برداره که وی دستشو گذاشت رو دست کوکی و گفت: هی زیاده روی نکن!
کوکی با لحن کلافه گفت: گفتم که به تو ربط نداره!
وی با اخم گفت: میخوای عصبانیم کنی؟
کوکی پوزخندی زد و گفت: یادت رفته که تو دیگه نمیتونی عصبانی شی؟ میخوای به بابات بگم که با کیا سکس میکنی؟
وی جا خورد. لعنتی اون هنوزم از دستش عصبانی بود.
وی: هر جور راحتی.
دستشو از رو دست کوکی برداشت و روشو کرد سمت بچه ها.

رپمان سکسکه ای کرد و گفت: بریم؟
وی نچ نچی کرد و گفت: نگاشون کن! تا خرخره مستن!
وی مست نبود.
جین در حالی که چشماشو به زور باز نگه داشته بود گفت: ب( سکسکه) ریم!
شوگا زد به شونه های جی هوپ که رو میز خواب بود.
شوگا: ههههی پاشووو! میخوایم ( سکسکه) بریم!



گزارش تخلف