غم زمستان امسال(کپ). نوروزتان پیروز.
نمیخوام حرفهای همیشگی بزنم که با نوروز و تحویل سال، غم ۱۴۰۴ رو فراموش کنیم. چون واقعیتش این نیست. این غم اونقدر بزرگ و سنگین بود که هر کسی توی ایران بوده، تا آخر عمر یادش میمونه؛ مثل یه زخمی که هرچی زمان میگذره فقط جاش عمیقتر میشه.
ما روزایی رو رد کردیم که اگر برای یه همسنمون توی یه کشور دیگه تعریف کنیم، باورش نمیشه؛ همونایی که برای دیدن یه انیمیشن خشن محدودیت سنی دارن، اما ما وسط زندگیِ واقعی صحنههایی رو دیدیم که هیچکس نباید ببینه.
و از همه سختتر…
جوونهایی بودن که بیرحمانه، ناعادلانه، خیلی زودتر از وقتشون از این دنیا رفتن.
آدمهایی که هنوز هزار تا رویا توی سرشون بود، هنوز میتونستن بخندن، عاشق شن، زندگی کنن… ولی اسمشون شد خاطره. رفتنشون یهجوری دلها رو شکست که هنوزم جمع نشده؛ یه غمی که مثل سنگ رو سینه میمونه.
نوروز میاد، سبزهها سبز میشن، مردم سعی میکنن لبخند بزنن… اما بعضی غصهها با عوض شدن تقویم جایی نمیرن.
ما نسلی بودیم که مجبور شدیم زودتر از حقمون بزرگ بشیم.
سال نو میرسه، اما بعضی سالها ته دل آدم گیر میکنن. فقط امیدواریم صفحههای بعدی آرومتر باشن، سبکتر… و یهذره مهربونتر با دلمون.
نظرات (۸)