تئوری که درباره سریال from دارم
اول اینکه اخر فصل سوم و قسمت اول فصل چهار بنظرم قسمت خیلی مهمی بود چون یسری چیزا فهمیدم ک سه نفر میتونن تلپورت کنن اونایی که غش کردن (پسر کچله ، دختر خانواده، و دوست دختر دکتره)
و از طرفی من همیشه برام سوال بود چرا پسر کچله رو نکشتن ؟! فقط زخمی کردن ؟
نکنه اون پیرمرده که بوید باهاش مواجه شد همون پسر کچلس؟! از طرفی هم فهمیدیم تو این دنیا حتی اگر گرسنگی بکشن چندین سال بازم نمیمیرن
چون اون پیرمرده پوست و استخون بود همچنان زنده بود و گفت ممکنه قرن ها اونجا باشه و هم بوید رو میشناخت هم دختره رو ...
پس احتمالش خیلی زیاده اون کچله باشه
از طرفی از اونجایی ک فهمیدیم دنیایی ک توش هستن تلپورت داره دختره از آینده تلپورت کرد تا به پدرش بگه چخبره و فقط گفت فرار کنید دورشین و... اینجا خیلی خطرناکه و... انگار که میدونست راه فرار از اونجا چیه ...
میدونید احساس میکنم تو این تیکه نویسنده کلی بهمون خندیده احساس میکنم راه فرار جلو چشمای منو شماس ولی نمیبینیم و یه چیز خیلی سادس و نویسنده اینجوریه ک هاع یو دونت نو می و تا من نگم نمیفهمید با اینکه جلو چشماتونه
بعد اون کت زرده گفت زنت دری رو باز کرد که نباید میکرد که بنظرم دره منظورش خودشه ...
احساس نمیکنم ویلن اصلی بازی خود این کت زرده باشه احساس میکنم خودش یه مهره هست ولی قوی تر از هیولا های شب احساس میکنم دلیلی اصلی اینکه چرا اون شهر این شکلیه تو فصل ۵ اتفاق می افته ن ۴.
اون روح تو خونه هم یا اون کت زرده هست یا اون شوهر زنه یا کسی از آینده یا یکی از بچهای زنه هست که میخواد کمک کنه بهشون
چون الان بشدت تو زمان اضطراری هستن چون کت زرده که دارای قدرت زیادیه وارد بازی شده
و نویسنده انگار جدا جدا کرده یکسریا میتونن تلپورت کنن (البته خود بوید هم میتونه)
یکسریا عادین
یکسریا یسری قدرت دارن ولی هنوز کشف نکردن
منظورم ویکتوره و پسر کوچیک خانواده
و اون پسر سفید پوشه کیه دقت کنیم پوست اونم مث هیولا ها و همین کت زرده سفیده نکنه اینم پسره زنه باشه ؟ چون به هر حال تلپورت وجود داره تو این دنیا و ممکنه پسرش تلپورت کرده باشه ولی با یک جسم دیگه ای
نظرات (۱)