خیلی وقتا نباید بچسبی به ی چیزی باید رهاش کنی و زندگیتو بکنی دقیقا مثل امروز:)>
بعد مدت ها تو ی روز دوتا پست!
دلم نمیخواست ولی دیگ باید میذاشتم مگر نه تو دلم میموند
صبح رفتم پیش مامان بزرگم و الویه درست کردیم انقدر چسبید و حال داد
بعد مدت ها خیلی خوش گذشت!>
بعدش اومدم مثل ی دخترِ خوب کار هامو کردم و به خودم رسیدم
رفتیم ی پارکی خانوادگی ک من طبق معمول رفتم والیبال بازی کردم
ولی دوباره وقتی صدای "ضربه به توپ" رو شنیدم دلم هری ریخت تک تک خاطرات والیبال اومد جلوی چشمم
یادم اومد ک: هستی تو رهاشون کردی پس برو خوش بگذرون و بازی تو بکن
رفتم با ی اکیپ پسر بازی کردیم دخترم داشتن البته
کلی خندیدم و حال داد
اسم اون پسره ک منو خندوند "امیر" بود
هرچند اونجا انقدر سیگار و انواع همچی کشیدن ولی من به خودم خوش گذشت و از ته دل خندیدم
بنده خدا همه چیش متوسط بود ولی بامزه بود
امیدورام آدمای بیشتری رو بخندونی
با چند تا دخترم دوست شدم و خیلی باحال بودن
امیدوارم شما رو هم دوباره ببینم
برای بار هزارمم بهم ثابت شد : "رها کردن" بهترین گزینس
پس تموم چیزایی ک لازمشون ندارم و حالم رو بدم میکنن
رو رها میکنم
قول!>
بریم سریال قبل خواب رو ببینیم و کتاب بخونیم و آماده ی خواب شیم
شب بخیر:)>
نظرات (۱۷)