نجابت من پارت 55 (اخه ارزو چرا اینقدر کارن رو عذاب میدی)

۰ نظر
گزارش تخلف
دنیاسینگ گرور
دنیاسینگ گرور

وقتی بهوش اومدم توی یه اتاق سفید بودم اول فک کردم که مردم اما با دیدن کارن همه ی فکرام از سرم پرید الکی خودم رو زدم به خواب میخواستم بدونم که کارن چی کار میکنه .از صدای پاش فهمیدم که داره به سمتم میاد اومد روی صندلی کنار تخت نشست یه پنبه ی خیس برداشت زد دستم رو خیس کردو گفت :ارزو ارزو زندگیم برگرد خانومی خیلی سخته گفتن بعضی از حرفا گفتن حقایق اعتراف کردن خیلی سخته اما من این کارو میکنم .من اعتراف میکنم جلوی تو اعتراف میکنم من دوست نداشتم ارزو من به اجبار طرفت اومدم اما بعد عاشقت شدم ارزو عاشقتم .تموم مدتی که توی زندان بودی با خودم درگیر بودم اخرش فهمیدم که عاشقتم .ارزو تموم این سالا زندگی رو برای اتنا جهنم کردم .ماداریم طلاق میگیریم ارزو خواهش میکنم .ارزو از مرجان ممنونم که ازم خواست عاشق تو بشم .اره من مرجان رو دوس داشتم زن داداشمو .قبل از این که زن داداشم بشه اما الان تو رو دوس دارم ارزو پیش برگرد .از همه چی میبرم که باتو باشم برگرد ارزو
شک بودم باور اینکه عشقی بین مرجان وکارن بوده خیلی برام سخت بود خیلی اما هرجور که شد موفق شدم و دسته کارن رو تودستم فشار دادم وگفتم کارن متاسفم .
کارن مغموم ودلشکسته از اتاق بیرون رفت .منم لباسم رو پوشیدم و قصد رفتن به مراسم. کردم از اتاق که اومدم بیرون کارن ازم خواست که برسونتم نمیخواستم قبول کنم که کارن دستم رو کشیدو بزور برد منو تو ماشین نشوند باعصبانیت نگاش کردم که گفت اخرین باره که منو میبینی اخرین بار ه قول میدم
توی راه یه اهنگ گذاشت
ای خدا دلم گرفته بگو که عشقه من نرفته
چی ازمن شنیده گذاشته ورفته چی میشه چی میشه برگرده
چی ازمن شنیده گذاشته ورفته چی میشه چی میشه برگرده
پردردم پردردم واسه عشقش چه ها کردم همه عمرم فدا کردم وفااز عشقش ندیدم
پردردم پردردم واسه عشقش چه ها کردم همه عمرم فدا کردم وفااز عشقش ندیدم
پاگذاشتی تو رو احساسم کشتی تو عشقو تو قلبه من
چی ازمن شنیدی گذاشتی ورفتی میدونم نمیخوای برگردی
چی ازمن شنیدی گذاشتی ورفتی میدونم نمیخوای برگردی
پردردم پردردم واسه عشقش چه هاکردم توبه کردم توبه کردم که دیگه عاشق نباشم
چند بار این اهنگ پخش شد احساس کردم حرفه دلشه وقتی که از ماشین کارن پیاده شدم همه تعجب کردند مادر وپدرش خوشحال بودند کاوه عصبانی وپدرم نگران درکشون میکردم خوبم درکشون میکردم

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

نجابت من پارت 55 (اخه ارزو چرا اینقدر کارن رو عذاب میدی)

۲ لایک
۰ نظر

وقتی بهوش اومدم توی یه اتاق سفید بودم اول فک کردم که مردم اما با دیدن کارن همه ی فکرام از سرم پرید الکی خودم رو زدم به خواب میخواستم بدونم که کارن چی کار میکنه .از صدای پاش فهمیدم که داره به سمتم میاد اومد روی صندلی کنار تخت نشست یه پنبه ی خیس برداشت زد دستم رو خیس کردو گفت :ارزو ارزو زندگیم برگرد خانومی خیلی سخته گفتن بعضی از حرفا گفتن حقایق اعتراف کردن خیلی سخته اما من این کارو میکنم .من اعتراف میکنم جلوی تو اعتراف میکنم من دوست نداشتم ارزو من به اجبار طرفت اومدم اما بعد عاشقت شدم ارزو عاشقتم .تموم مدتی که توی زندان بودی با خودم درگیر بودم اخرش فهمیدم که عاشقتم .ارزو تموم این سالا زندگی رو برای اتنا جهنم کردم .ماداریم طلاق میگیریم ارزو خواهش میکنم .ارزو از مرجان ممنونم که ازم خواست عاشق تو بشم .اره من مرجان رو دوس داشتم زن داداشمو .قبل از این که زن داداشم بشه اما الان تو رو دوس دارم ارزو پیش برگرد .از همه چی میبرم که باتو باشم برگرد ارزو
شک بودم باور اینکه عشقی بین مرجان وکارن بوده خیلی برام سخت بود خیلی اما هرجور که شد موفق شدم و دسته کارن رو تودستم فشار دادم وگفتم کارن متاسفم .
کارن مغموم ودلشکسته از اتاق بیرون رفت .منم لباسم رو پوشیدم و قصد رفتن به مراسم. کردم از اتاق که اومدم بیرون کارن ازم خواست که برسونتم نمیخواستم قبول کنم که کارن دستم رو کشیدو بزور برد منو تو ماشین نشوند باعصبانیت نگاش کردم که گفت اخرین باره که منو میبینی اخرین بار ه قول میدم
توی راه یه اهنگ گذاشت
ای خدا دلم گرفته بگو که عشقه من نرفته
چی ازمن شنیده گذاشته ورفته چی میشه چی میشه برگرده
چی ازمن شنیده گذاشته ورفته چی میشه چی میشه برگرده
پردردم پردردم واسه عشقش چه ها کردم همه عمرم فدا کردم وفااز عشقش ندیدم
پردردم پردردم واسه عشقش چه ها کردم همه عمرم فدا کردم وفااز عشقش ندیدم
پاگذاشتی تو رو احساسم کشتی تو عشقو تو قلبه من
چی ازمن شنیدی گذاشتی ورفتی میدونم نمیخوای برگردی
چی ازمن شنیدی گذاشتی ورفتی میدونم نمیخوای برگردی
پردردم پردردم واسه عشقش چه هاکردم توبه کردم توبه کردم که دیگه عاشق نباشم
چند بار این اهنگ پخش شد احساس کردم حرفه دلشه وقتی که از ماشین کارن پیاده شدم همه تعجب کردند مادر وپدرش خوشحال بودند کاوه عصبانی وپدرم نگران درکشون میکردم خوبم درکشون میکردم