افسردگی مزمن دارم :)
جدیدنا متوجه این شدم که جدا تو هیچی خوب نیستم ...:)
قبلا همش فکر میکردم دستخط خوبی دارم ، ولی تازگیا که بهش دقت کردم دیدم دستخطم واقعا پر از ایراده .
فکر میکردم چشمای قشنگی دارم ، ولی حالا میبینم که چشمام قشنگ نیست و معمولیه ....
فکر میکردم توی درس خوندن قویام ؛ اما زمان که گذشت ، فهمیدم که توش خوب نیستم و و حتی شاید ضعیفم ...:)
فکر میکردم میتونم متنای قشنگ بنویسم ، ولی حالا میدونم که اصلا نمیتونم و قشنگ نیستن .....
فکر میکردم ادیتام قشنگه ولی نه ..
فکر میکردم عکسام قشنگه ولی نه ..
میدونین چی میگم ؟!
انگار توی تمام مهارتام نصفه نیمه موندم :))
انگار تو خط ، تو زیبایی ، تو درس خوندن ، تو ورزش ، تو ادیت ، تو عکاسی ....
توی همهی اینا تو یه جاده ، وسط راه گیر افتادم و نتونستم توش کامل بشم و به مقصد برسم ..:)
تو هیچی حرفهای نیستم ، صرفا بلدم انجامش بدم ( به بدترین شکل ) و نصفه و نیمه ..
نمیدونم چرا دارم این حرفا رو میزنم ولی همه ی این جملهها که با کنار هم قرار گرفتنِ افکار و کلمات ذهن و روحم تشکیل شدن و دور گلوم پیچیدن و بغض شدن و مانع راحت نفس کشیدنم شدن .... دست و پامو بستن ، طناب شدن و دارن مانع حرکت میشن ..
من از شدت این افکار دیگه حتی توان حرکت و پیشرفت ، تو هیچ کاری رو ندارم :))))
پ.ن: لطفا نگید که تو بهترینی و اینا توهمات ذهنمه :))) خسته شدم از شنیدن یه مشت حرفای غیرواقعی و الکی و توخالی که فقط برای سرکار گذاشتن همدیگه ، به دروغ گفته میشن .....
نظرات (۱۲)