شبی که با دیدن این سکانس از سریال نامه عاشقانه، عاشق جو هیون جائه شدم... و ماجراهای بعدش...

۲۱ نظر گزارش تخلف
(^_^ JHJ Iranian Fan ^_^)
(^_^ JHJ Iranian Fan ^_^)

قبل از توضیحات ویدیو میخواستم از این تریبون هم همه رو دعوت کنم به چالش "انتخاب بهترین سکانس بوسه" که از امروز تو پیجم تو اینستا شروع شده. هر روز یه سکانس بوسه رو میذارم. در نهایت برام جالبه که بدوم نظر من چقدر به نظر بقیه طرفدارا نزدیکه.
اما ویدیو.... داشتم برای همین چالش دنبال عکس از سریال نامه عاشقانه میگشتم که تو یه وبلاگ به این متن برخوردم. میخواستم ترجمه اش کنم اما دیدم از هر نظر اگه متن اصلیش باشه بهتره... متن خیلی طولانیه.و من فقط یه قسمت هاییش رو اینجا میذارم. این متن رو خانمی نوشته که ظاهرا چینیه اما از اینکه اسمش رو کریستین نوشته بود و همینطور متن به زبان انگلیسیه احتمالا تو چین زندگی نمیکنه.
ماجراهای اون شب رو خیلی با جزئیات تعریف کرده...که یه مادر پرمشغله ست که بخاطر بچه هاش خیلی از علاقمندی هاش رو ترک کرده بوده که یکی از اون علاقمندی ها تماشای سریال ها بوده. یه شبِ معمولی آخرای زمستون بعد از اینکه دو تا بچه هاش میخوابن دوش میگیره و روی مبل میشینه و تلویزیون رو روشن میکنه تا تو مدت زمانی که داره به دستاش کِرِم می زنه چند دقیقه تلویزیون رو ببینه و بعدش بره بخوابه...که یهو تصویری که تو تلویزیون میبینه:
On the clean white snow, I saw a pretty young face with the brightest smile just like the early morning sunshine. It was the purest smile I have ever seen. I couldn’t remove my eyes from this clean shining face. Then I heard his voice, which was the kind that I like: soft, tender and magnetic. (Luckily I was watching the original Korean soundtrack with Chinese caption.) . To me he was like the incarnation of an angel.From that day on, I stayed up late every night just to wait for him. I experienced all the happiness and sadness with him. In order to know more about him, I went to some of his fan sites such as JHJChina, JHJTaiwan and JHJHK whenever I had time. I didn’t register at any of these sites at first because I didn’t want to be anyone’s fan on an impulse
ادامه در قسمت نظرات...

نظرات (۲۱)

Loading...

توضیحات

شبی که با دیدن این سکانس از سریال نامه عاشقانه، عاشق جو هیون جائه شدم... و ماجراهای بعدش...

۱۲ لایک
۲۱ نظر

قبل از توضیحات ویدیو میخواستم از این تریبون هم همه رو دعوت کنم به چالش "انتخاب بهترین سکانس بوسه" که از امروز تو پیجم تو اینستا شروع شده. هر روز یه سکانس بوسه رو میذارم. در نهایت برام جالبه که بدوم نظر من چقدر به نظر بقیه طرفدارا نزدیکه.
اما ویدیو.... داشتم برای همین چالش دنبال عکس از سریال نامه عاشقانه میگشتم که تو یه وبلاگ به این متن برخوردم. میخواستم ترجمه اش کنم اما دیدم از هر نظر اگه متن اصلیش باشه بهتره... متن خیلی طولانیه.و من فقط یه قسمت هاییش رو اینجا میذارم. این متن رو خانمی نوشته که ظاهرا چینیه اما از اینکه اسمش رو کریستین نوشته بود و همینطور متن به زبان انگلیسیه احتمالا تو چین زندگی نمیکنه.
ماجراهای اون شب رو خیلی با جزئیات تعریف کرده...که یه مادر پرمشغله ست که بخاطر بچه هاش خیلی از علاقمندی هاش رو ترک کرده بوده که یکی از اون علاقمندی ها تماشای سریال ها بوده. یه شبِ معمولی آخرای زمستون بعد از اینکه دو تا بچه هاش میخوابن دوش میگیره و روی مبل میشینه و تلویزیون رو روشن میکنه تا تو مدت زمانی که داره به دستاش کِرِم می زنه چند دقیقه تلویزیون رو ببینه و بعدش بره بخوابه...که یهو تصویری که تو تلویزیون میبینه:
On the clean white snow, I saw a pretty young face with the brightest smile just like the early morning sunshine. It was the purest smile I have ever seen. I couldn’t remove my eyes from this clean shining face. Then I heard his voice, which was the kind that I like: soft, tender and magnetic. (Luckily I was watching the original Korean soundtrack with Chinese caption.) . To me he was like the incarnation of an angel.From that day on, I stayed up late every night just to wait for him. I experienced all the happiness and sadness with him. In order to know more about him, I went to some of his fan sites such as JHJChina, JHJTaiwan and JHJHK whenever I had time. I didn’t register at any of these sites at first because I didn’t want to be anyone’s fan on an impulse
ادامه در قسمت نظرات...