استاد محمد نوری فقید خموشیهای ساحل فروغ فرخزاد شهرام گلپریان، شَب پریشان می خرامد در خَموشی های ساحل
شَب پریشان می خرامد
در خَموشیهای ساحل♥♥
می تَپد در سینه ام دل
تو میآیـــی تو می آیـــی♥♥
می تراود عَطر بوسه
از گل سُرخِ لبانت♥♥
می درخشَد دیدگانت
چه زیبایـــی چه زیبایـــی♥♥
می گُشایی پرده راز
با نگاهی پر زِ تشویش♥♥
من به گوشَت می سُرایم
نَغمه ای از غَم خویش♥♥
دَر خموشیهای ساحِل
این مَنم تنهای تنهــا♥♥
خُفته در آغوش رویا
چه رویایـــی چه رویایـــی♥♥
شَب پریشان می خرامد
در خَموشیهای ساحل♥♥
می تَپد در سینه ام دل
تو می آیـــی تو می آیـــی♥♥
می تراود عَطر بوسه
از گل سُرخ لبانت♥♥
می درخشَد دیدگانت
چه زیبایـــی چه زیبایـــی♥♥
فروغ فرخزاد
نظرات