من همان شب

سوته دلان
سوته دلان

من همان شب
همان شب بود که پاییز بود
که هوا هم انگار سردش بود
همان شب
همان شب که چشمم در پی چشمت
گریه می‌کرد و می‌دوید
همان شب
که من تا به سحر دعا می‌کردم
و خدا هم انگار در سکوتی سوزناک‌تر از آن شب سرد پاییزی رفته بود
همان شب
لحظه ای
فکری دلم را لرزاند
اینکه روزها چو باد بیاید و برود
و من ندانم تو کجایی
دلنوشت و اجرا  تورج توجی

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

من همان شب

۰ لایک
۰ نظر

من همان شب
همان شب بود که پاییز بود
که هوا هم انگار سردش بود
همان شب
همان شب که چشمم در پی چشمت
گریه می‌کرد و می‌دوید
همان شب
که من تا به سحر دعا می‌کردم
و خدا هم انگار در سکوتی سوزناک‌تر از آن شب سرد پاییزی رفته بود
همان شب
لحظه ای
فکری دلم را لرزاند
اینکه روزها چو باد بیاید و برود
و من ندانم تو کجایی
دلنوشت و اجرا  تورج توجی

موسیقی و هنر