Skip to main content
۲۳ بازدید

  • 나는 항상 네 편이다《▪EXO~BTS▪》
  • Mina
  • Kiyana♥VH♥M2 ~ دوست دارم
  • بسته شد...
  • Kairah

فیک اگه بابام بفهمه _ پارت چهل و نهم

¸,ø¤º°`°๑۩ ⓐⓣⓞⓞⓢⓐ ⓐⓝⓓ ⓢⓔⓗⓤⓝ ۩๑,¸¸,ø¤º°`
¸,ø¤º°`°๑۩ ⓐⓣⓞⓞⓢⓐ ⓐⓝⓓ ⓢⓔⓗⓤⓝ ۩๑,¸¸,ø¤º°`
منتشر شده در تاریخ ۲۱ شهریور ۱۳۹۷

تنها چند دقیقه بعد ، وی و کوکی غرق تو لذت بودن و جیمین هم روی تخت خواب بود. به نظر کوکی وقتش بود تا جیمین بفهمه که وی چه عوضی ایه! وی، کوکی رو از رو به رو به دیوار تکیه داده بود و خودش از پشت داخلش میکرد.
کوکی با خودش: وقتشه.
داد و آه بلندی کشید.
کوکی: ااااایییییی عااااه وی یواش! عاااایییییی!
وی کاملا حواسش پرت بود و قطره های عرقش روی کمر کوکی میچکید.
کوکی: لعنتیییی درد داررره ایییی!
(+18 )
جیمین چشماشو باز کرد. با وحشت به در دستشیی نگاه کرد. صدای ناله های خفه کوکی رو شنیده بود و اونقدر صداش بلند بود که جیمین رو از خواب بیدار کنه.
به جای خالی وی و کوکی نگاه کرد. بغض به گلوش چنگ انداخت.دوباره صدای ناله کوکی بلند شد و اینبار صدای وی هم واضح بود.
کوکی: اییییی وی عاااییی.
وی: عااااه فاااک بیبه!

با ناباوری از جاش بلند شد و رفت سمت دستشویی.
دستشو رو دستگیره در گذاشت و چرخوندش....

ادامه دارد......
منبع : @btsarmylove



گزارش تخلف