My Celestial star
هعی، ستارهی آسمانیِ من! توی شبی که تاریک و سرد و پر از ترس و خوف بود، تو شدی نوری که اون نور، دلم را پرفروز و امید کرد. اون نوری توی یه گودالِ سیاه شد امیدم، راهِ نجات، دلیلِ گذرِ روزام؛ منتظرِ یه روزی که اون نور بشه تمامِ زندگیم.
گذرِ زمان با وجودِ اون سیاهی و تاریکیها، نمیتونه نورِ امیدمو ازم بگیره.
ستارهی من، تو ستارهای هستی که خیلی ازم دوری؛ ولی انگار پیشمی. نورِ تو دلیلِ منه. میدونستی ستارهها هم یه روزی خاموش میشن؟ زمانی که خاموش شدی، پایانِ من
ه؛ پایانِ امیدم، پایانِ لبخندام، پایانِ من. دلیل نمیشه که شروعِ تو نباشه، فقط توی این سیاهی دیگه نورِ امیدی برام نمیمونه :)»
نظرات (۱۵)