امضای ۲ نفره|نویسنده پیشی|پارت ۱۱ کپشن

۲۴ نظر گزارش تخلف
داربـــی.فسیل شده در انتظار هانی ver
داربـــی.فسیل شده در انتظار هانی ver

همه میرن جلو با هانی و ارمیتا گرم میگیرن...
ولی من دلم میخواست هانی منو ببره توی اون جمع برای همین میرم سمت دستشویی یه ابی بزنم به صورتم
در رو باز میکنم و دو سه بار اب رو میزنم به صورتم
بعد با دستمال صورتم رو خشک میکنم
نفس عمیقی میکشم
دلم میخواد یکی بهم دلداری بده که هانی فقط با من گرم میگیره
ولی ...
اون با همه گرم گرفته و الان بیرون درحال حرف زدنه
داشتم میرفتم بیرون که یه دستی بین قفسه سینه م منو هل میده دوباره داخل
-کجا فرار کردی اومدی اینجا بیبی؟!
-دستت رو بردار هانی
چته بچه؟!
منو بین خودش و دیوار نگه میداره و شروع می‌کنه مکیدن لب پایینی م
ولی وقتی متوجه میشه همراهیش نمیکنم عقب می‌کشه
-تو یچیت هست....
-گمشو پیش همون دخترایی که نگرانتن
دستش رو پس میزنم و میرم بیرون و یه جایی رو پیدا میکنم برای قایم شدن
محوطه حیاط پر از درخت کاریه
بهترین جاست که تنها باشم
خودم رو روی یکی از صندلی ها جمع میکنم و شروع میکنم گریه کردن
...
که انگشت گرمی شروع می‌کنه پاک کردن صورتم
-ببخشید اگر کاری کردم بیبی ....اخه من غلط کنم دل کوچیک ظرفیت رو بشکنم...
-هانی...برو؛؛
-کجا برم قندعسلم؟!من جز کنار تو کجا رو دارم اغوش امن من...
-نمیخوام خرم کنی هانی
-قندعسلم اگر به همه بگم دوست دختر می؛دلت اروم میگیره؟!
-ارهههه میگیره دلم اروم میگیره هانی
دستم رو سفت میچسبه و می‌کشه همونجایی که خواهرش رو معرفی کرد
-از امروز به بعد ببینم کسی نزدیک این دختر بشه دستش رو قلم میکنم....
مکث می‌کنه که همه جمع بشن
-این دختر مال منه ببینم نگاه بی ربطی سمتش بره اون دوتا چشم رو از حدقه در میارم فهمیدید؟؟؟

نظرات (۲۴)

Loading...

توضیحات

امضای ۲ نفره|نویسنده پیشی|پارت ۱۱ کپشن

۱۵ لایک
۲۴ نظر

همه میرن جلو با هانی و ارمیتا گرم میگیرن...
ولی من دلم میخواست هانی منو ببره توی اون جمع برای همین میرم سمت دستشویی یه ابی بزنم به صورتم
در رو باز میکنم و دو سه بار اب رو میزنم به صورتم
بعد با دستمال صورتم رو خشک میکنم
نفس عمیقی میکشم
دلم میخواد یکی بهم دلداری بده که هانی فقط با من گرم میگیره
ولی ...
اون با همه گرم گرفته و الان بیرون درحال حرف زدنه
داشتم میرفتم بیرون که یه دستی بین قفسه سینه م منو هل میده دوباره داخل
-کجا فرار کردی اومدی اینجا بیبی؟!
-دستت رو بردار هانی
چته بچه؟!
منو بین خودش و دیوار نگه میداره و شروع می‌کنه مکیدن لب پایینی م
ولی وقتی متوجه میشه همراهیش نمیکنم عقب می‌کشه
-تو یچیت هست....
-گمشو پیش همون دخترایی که نگرانتن
دستش رو پس میزنم و میرم بیرون و یه جایی رو پیدا میکنم برای قایم شدن
محوطه حیاط پر از درخت کاریه
بهترین جاست که تنها باشم
خودم رو روی یکی از صندلی ها جمع میکنم و شروع میکنم گریه کردن
...
که انگشت گرمی شروع می‌کنه پاک کردن صورتم
-ببخشید اگر کاری کردم بیبی ....اخه من غلط کنم دل کوچیک ظرفیت رو بشکنم...
-هانی...برو؛؛
-کجا برم قندعسلم؟!من جز کنار تو کجا رو دارم اغوش امن من...
-نمیخوام خرم کنی هانی
-قندعسلم اگر به همه بگم دوست دختر می؛دلت اروم میگیره؟!
-ارهههه میگیره دلم اروم میگیره هانی
دستم رو سفت میچسبه و می‌کشه همونجایی که خواهرش رو معرفی کرد
-از امروز به بعد ببینم کسی نزدیک این دختر بشه دستش رو قلم میکنم....
مکث می‌کنه که همه جمع بشن
-این دختر مال منه ببینم نگاه بی ربطی سمتش بره اون دوتا چشم رو از حدقه در میارم فهمیدید؟؟؟