یک سال قمری گذشت ...
سال پیش همین موقع تو عید قربان آغاز جنگ دوازده روزه وجودمون پر ترس بود و میگفتیم خدایا ما بدون رهبرمون نمیتونیم زندگی کنیم حضرت آقای ما رو حفظ کن و حالا هشتاد و چند روز داریم تو دنیای بدون حضرت آقا نفس میکشیم ولی باز همون دعا رو داریم که خدایا ولی امر ما رو حفظ کن ما یه بار تو حسرت فدایی شدن برای اونی که عمری بهش گفتیم جانم فدای رهبر چشیدیم اجازه بده اینبار ما فدای رهبر عزیزمان و امام مجتبی خامنه ای بشیم از نبود پدر عذاب میکشیم و پریشونیم ولی نه حتی یک لحظه از ایستادگی که در یادمون داد پشیمون نمیشیم انشالله بدست صالح بعد صالح خیلی زود دلمون آرام میگیره به یاد اون لبخند قشنگ آقا یه سال پیش همین موقع از تو تلویزیون لبخندی زد که یک ملت آرام شد حالا همون ملت یک سال قمری سخت رو گذرنده و دلتنگ لبخند پدر امتـه ... انشالله جان نه چندان با ارزشم فدای اسلام بشه و هرکس هر حاجتی داره در این روز مقدس براش تو تقدیرش ثبت شده باشه
نظرات