نامه گیووین به اعضا در طول اخرین کنسرت +کپشن پارت اول

ZEROBASEONE/AND2BLE
ZEROBASEONE/AND2BLE

گیوبین :
سلام، من گیو‌بین از زیروبیسوان هستم. حالا که بالاخره در این نقطه ایستادیم، مدام روزِ اولین دیدارمون رو به یاد میارم ما با یک رؤیای مشترک دور هم جمع شدیم؛ اما زمان‌هایی بود که مجبور بودیم با هم رقابت کنیم و زمان‌هایی بود که خیلی‌ها فکر می‌کردند ما هرگز به این نقطه نخواهیم رسید. صادقانه بگم، اون زمان فکر نمی‌کردم که روزی برسه که ما نُه نفر، با هم روی این استیج بایستیم و این‌همه عشق دریافت کنیم.ما از «صفر» شروع کردیم؛ از وضعیتی که هیچ‌چیز نداشتیم. کسایی که به این «صفر» معنی دادن و لحظاتِ درخشان رو به ما هدیه دادند «زی‌رز» بودند. وقتی تا صبح تمرین میکردیم، لحظاتی بود که خسته میشدیم و پشت صحنه، دفعات زیادی بود که نگران بودیم نکنه اجرامون خوب پیش نره، و ما فقط به چشمای هم نگاه می‌کردیم.

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

نامه گیووین به اعضا در طول اخرین کنسرت +کپشن پارت اول

۵ لایک
۰ نظر

گیوبین :
سلام، من گیو‌بین از زیروبیسوان هستم. حالا که بالاخره در این نقطه ایستادیم، مدام روزِ اولین دیدارمون رو به یاد میارم ما با یک رؤیای مشترک دور هم جمع شدیم؛ اما زمان‌هایی بود که مجبور بودیم با هم رقابت کنیم و زمان‌هایی بود که خیلی‌ها فکر می‌کردند ما هرگز به این نقطه نخواهیم رسید. صادقانه بگم، اون زمان فکر نمی‌کردم که روزی برسه که ما نُه نفر، با هم روی این استیج بایستیم و این‌همه عشق دریافت کنیم.ما از «صفر» شروع کردیم؛ از وضعیتی که هیچ‌چیز نداشتیم. کسایی که به این «صفر» معنی دادن و لحظاتِ درخشان رو به ما هدیه دادند «زی‌رز» بودند. وقتی تا صبح تمرین میکردیم، لحظاتی بود که خسته میشدیم و پشت صحنه، دفعات زیادی بود که نگران بودیم نکنه اجرامون خوب پیش نره، و ما فقط به چشمای هم نگاه می‌کردیم.