یچی بگم بخندید کپ
حاجی یه سال یه معلمی داشتیم ماشینش سمند بود وقتی از ماشین پیاده میشد دمپایی پاش بود میرفت صندوق عقب کفششو پا میکرد هر دور که میومد همین حرکتو میزد:خنده:رو ماشینش خیلی حساس بود همیشه بهمون میگفت اب هوای شهر شما بدرد نمیخوره ماشینم افتاد سوخته شده:خنده:
نظرات (۱۹)