Skip to main content
۲۶ بازدید

  • ❤my sweet excuse BBH❤Just* 백현*❤ just Exo❤mohyun❤just  Fatemeh ❤
  • Kairah
  • Lucretzia-EXO
  • 나는 항상 네 편이다《▪EXO~BTS▪》
  • ŋムЯɨ...

فیک اگه بابام بفهمه _ پارت پنجاه و یکم

¸,ø¤º°`°๑۩ ⓐⓣⓞⓞⓢⓐ ⓐⓝⓓ ⓢⓔⓗⓤⓝ ۩๑,¸¸,ø¤º°`
¸,ø¤º°`°๑۩ ⓐⓣⓞⓞⓢⓐ ⓐⓝⓓ ⓢⓔⓗⓤⓝ ۩๑,¸¸,ø¤º°`
منتشر شده در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۹۷

جیمین در حالی که اشک میریخت و شدیدا گریه میکرد روی سنگ های کنار ساحل نشسته بود. و عجیب تر از همه چی ، سیگار بین انگشتاش بود. وی تا حالا هیج وقت ندیده بود جیمین سیگار بکشه. جیمین با گریه و ناراحتی سیگارو بین لباش فشار میداد و هق هق میکرد. این فوق العاده صحنه درد آوری بود. گریه کردن جیمین مثل خنجر قلب وی رو خراش میداد. وی نفهمید کی گونه هاش خیس شد. پشیمون بود. خیلی... به جیمین نزدیک نشد چون میدونست این فقط حالشو بدتر میکنه. به جاش از دور مراقبش بود. جیمین بعد کشیدن دو نخ سیگار دیگه از جاش بلند شد. وی هم دنبالش راه افتاد. جیمین رفت فرودگاه. با بدبختی تاریخ بلیطشو عوض کرد و اولین بلیط برگشت به سئول رو خرید و درست یک ساعت بعد، هواپیمای جیمین ، ججو رو ترک کرد.

وی با افسردگی برگشت هتل. ساعت ۵ صبح بود. کوکی رو تخت خواب بود. وی هم بی سر و صدا خزید لای پتو و خوابید.

گونه وی سوز بدی کشید و سرش با شدت به سمت چپ پرت شد.
رپمان: حرومزاده!
دوباره سیلی محکم تری زد به سمت چپ صورت وی و اینبار سرشو به سمت راست پرت کرد.
رپمان: هرزه!
اشک تو چشمای وی حلقه زد و لبشو گاز گرفت.
شوگا: باورم نمیشه....
رپمان: توی حرومزاده.....وی، توی حرومزاده چطور تونستی با جیمین همچین کاری کنی؟ اون بهترین دوستت بود و تو بخاطر یه هرزه ی دیگه مثل خودت با اون بازی کردی؟
جین اومد سمت رپمان و عقب کشیدش و گفت: بسه رپمان اون خودش هم به اندازه کافی پشیمونه.
رپمان با عصبانیت جینو هل داد و انگشتشو به نشانه تهدید بالا اورد و چند بار تکون داد. لبشو گاز گرفت و با بغض گفت: توی لعنتی که میدونستی اون دوستت داره! تو که میدونستی اون عاشقته! چرا؟
داد زد: اخه چرا اشغال؟
اشکای وی چکیدن و با خجالت سرشو پایین انداخت. جین هم گریه کرد. حرفای رپمان قلب وی رو بدجور تکون میداد.
جی هوپ با صدای گرفته گفت: بهتره برگردیم تو لابی. کوکی رو تنها نزاریم بهتره.
از جاشون بلند شدن که یهو شوگا گفت: بچه ها.
مبایلشو نشون داد و گفت: جیمینه. پیام داده من رسیدم خونه.
رپمان سریع گوشی شوگا رو گرفت و نگاش کرد.
جی هوپ: فقط همینو گفته؟
جین نفس راحتی کشید و گفت: خوشحالم سالم رسیده.
رپمان دکمه برقراری تماسو زد اما جیمین رد تماس داد و جواب نداد. رپمان دوباره شماره گرفت.
شوگا: بیخیال اون عمرا جواب ....
رپمان: الو جیمین؟



گزارش تخلف