Your trace+8
زنگ در خورد. تهیونگ رفت باز کرد. دکتر کیم با کیف سیاه، سریع اومد تو.
نگاهش به جونگکوک افتاد، بعد به تهیونگ. "کی اینکارو کرده؟"
"وقت نداریم."
دکتر زانو زد، پیراهن جونگکوک رو باز کرد. زخم عمیق بود، خون بند نمیاومد. نبضش ضعیف.
"باید بخیه بشه. ولی خون زیادی از دست داده. باید سریعتر برسه به بیمارستان."
تهیونگ دستش رو مشت کرد. "بیمارستان نمیشه. همینجا."
دکتر نگاهش کرد، ولی چیزی نگفت. شروع کرد. تهیونگ کنارش ایستاد، دستای جونگکوک رو تو دستش گرفت، سرد بود.
جونگکوک یه لحظه چشماش رو باز کرد. تار میدید. تهیونگ رو دید، بالای سرش.
"کارآگاه..."*ایکاش من جان چاقو میخوردم قلبمو میشکافت*
تهیونگ خم شد. "هستم. نفس بکش."
"اگه مُردم... پروندهی پدرت... تو کشوی دوم میزمه."
تهیونگ دستش رو محکمتر گرفت. "تو نمیمیری. حرف نزن."
دکتر یه آمپول زد. جونگکوک آروم شد، چشماش بسته شد. نبض هنوز میزد، ولی ضعیف.
تهیونگ بلند شد، رفت سمت پنجره. پشتش به اتاق. دستاش میلرزید.
دکتر گفت: "تا صبح باید بمونه. اگه تب کنه، بد میشه."
تهیونگ سرش رو تکون داد. دکتر رفت.
تهیونگ برگشت، کنار مبل نشست رو زمین. به صورت جونگکوک نگاه کرد. موهاش ریخته بود رو پیشونیش. تتوهای دست چپش، زیر نور، آروم.
تهیونگ دستش رو برد، موهاش رو زد کنار. انگشتاش موند روی گونهش.
قلبش تند میزد. خودش هم میدونست چرا. ولی به خودش نگفت.
فقط یواش گفت: "لعنتی... چرا تو؟"
جونگکوک تو خواب، لبش یه ذره بالا رفت. تهیونگ دستش رو سریع کشید عقب، تکیه داد به مبل، نگاه کرد به سقف.
سکوت. فقط صدای نفسهای جونگکوک.
تهیونگ چشماش رو بست. "فردا صبح باید بیدار شی. شنیدی؟"
دست نویس:پیشی
نظرات