اونشب..:) کپشن
انگار دیگر حسی در آن چشم ها وجود نداشت، انگار رها کردنش دیگر سخت نبود. ستاره چشمانِ او خیلی وقت بود خاموش شده بود؛ خیلی وقت بود نفس میکشید اما حسی در وجودش نبود:)...
انگار دیگر حسی در آن چشم ها وجود نداشت، انگار رها کردنش دیگر سخت نبود. ستاره چشمانِ او خیلی وقت بود خاموش شده بود؛ خیلی وقت بود نفس میکشید اما حسی در وجودش نبود:)...
نظرات (۳۲)