Skip to main content
تک بلیط
۲۳ بازدید

  • ♠STAR NET♠
  • EXO-BTS-ZAHRA ( منعکس شده مین شوگا )
  • 나는 항상 네 편이다《▪EXO~BTS▪》
  • دریا
  • >>MOOHADESSS_SAABAA<<

فیک اگه بابام بفهمه _ پارت شصت و چهار

¸,ø¤º°`°๑۩ ⓐⓣⓞⓞⓢⓐ ⓐⓝⓓ ⓢⓔⓗⓤⓝ ۩๑,¸¸,ø¤º°`
¸,ø¤º°`°๑۩ ⓐⓣⓞⓞⓢⓐ ⓐⓝⓓ ⓢⓔⓗⓤⓝ ۩๑,¸¸,ø¤º°`
منتشر شده در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۳۹۷

وی از حرف خودش جا خورد.
کوکی پوزخند زد و گفت: خودتم اعتراف کردی. تو یه هرزه ای که با جیمین بازی کردی و بلاخره جیمین دیر یا زود میفهمید. تو که نمیخواستی باهاش بمونی پس....
شونه هاشو بالا انداخت و از اتاق خارج شد. وی با کلافگی دستشو تو موهاش کرد.
وی: لعنتی!
کوکی رفت تو اشپزخونه و در یخچالو باز کرد که صدای وی بلند شد: من دارم میرم.
و پشت سرش صدای در اپارتمان شنیده شد. کوکی با تعجب بیرون اومد و به ساعت نگاه کرد. ۱۲ شب بود.

جیمین یکم مست بود. رسید به اپارتمانش. یه اپارتمان شیک با یک دیوار شیشه ای سرتاسری منظره سئول که باباش براش خریده بود. جیمین کتشو دراوورد و پرت کرد رو زمین که مبایلش زنگ خورد. جواب داد.
جیمین: بله بابا......بله میدونم....نه هرچی شما تصمیم بگیرین من باهاش مشکلی ندارم....لطفا خودتون کارای عروسی رو انجام بدین یا بزارین اون دختره....اسمش چی بود...اهان! بزارین مین هیوری کارارو انجام بده. من واقعا علاقه ای ندارم تو اینجور کارا شرکت کنم...ممنون. فعلا.
تلفنشو قطع کرد. مسخره بود. با دختری میخواست ازدواج کنه که حتی اسمشو هم بخاطر نمیاوورد.
جیمین: مشکلی نیس جیمین. همه جی خوبه. اون یه دختر خوشگل و خانواده دار و مهربونه. اون یه همسر عالیه! چی از این بهتر؟
نفسشو بیرون داد که زنگ خونه ش به صدا درومد. رفت سمت در و به خیال اینکه یکی از پیشکارهای خانوادگیشون باشه درو باز کرد اما با قیافه عصبی وی رو به رو شد. جا خورد.
وی: برو کنار بزار بیام تو!
جیمین: تو...اینجارو از کجا پیدا کردی؟
وی: فکر کردی فقط خودت یه خانواده پولدار و شاخ داری؟ اراده کنم آدرست میاد دستم. هنوزم بین مدیرای خانوادم چند نفری هستن که بهم کمک کنن.
جیمین سعی کرد خودشو بی تفاوت نشون بده.
جیمین: از اینجا برو. دلیلی نمیبینم که....
وی با عصبانیت جیمینو به داخل هل داد و خودشم رفت تو.
جیمین: عااای!
وی درو بست.
جیمین با عصبانیت گفت: چیکار داری میکنی احمق؟
وی غرید: تو چیکار داری میکنی جیمین؟
جیمینو چسبوند به دیوار و خودشم رو به روش قرار گرفت. جیمین هنگ کرد.
وی : به خودت بیا دیوونه! چرا داری با زندگیت بازی میکنی؟
جیمین وی رو پس زد و گفت: به خودم مربوطه.



گزارش تخلف