The midnight library⁶

۳۰ نظر گزارش تخلف
❁ღdiata✯୨୧✯❁رئیس کیوتچه کمپانیʚɞ diata (رمان the midnight library)*ɞپرنسسʚ*نما(ಡωಡ)ورژن کیوتچه(تیک صورتی✔)

این داستان : کتاب خانه نیمه شب

و ساعت ۱۲:۰۰ مرگ

رورا وقتی چشمش را باز کرد دید در یک کتاب خانه بی پایان و یک در به نام مرگ مواجه شده و پشت سرش خانم جنی کتابدار رو دید
خانم جنی بر خلاف واقعیت با موهای مشکی و جوان بود ولی همانقدر مهربان

خانم جنی : سلام رورا به کتاب خانه نیمه شب خوش آمدی

رورا ساعتش را دید و متوجه شد که ساعت در ۱۲:۰۰ می‌ماند یعنی نیمه شب.

رورا : من کجام چرا این کتابخانه انقدر بزرگه؟

خانم جنی : این کتاب خانه هیچ وقت تموم نمیشه و تو در کتابخانه نیمه شب هستی

خانم جنی : اینجا دروازه بین مرگ و زندگی است جایی که تو فرصت دوباره داری و میتوانی زندگی ک میتونستی تجربه کنی و نکردی رو اینجا تجربه کنی.

رورا : من میخوام بمیرم هیچ دلیلی برای زندگی ندارم.

خانم جنی : تو فقط آروم باش کتاب مناسب تو را انتخاب میکنه

و بعد خانم جنی کتاب بزرگ را جلوی رورا گذاشت و باز کرد

خانم جنی : تو چه زندگی رو میخوای رورا؟

رورا فکر کرد و بعد کنارش رو نگاه کرد و اون فرشته رو دید به اسم...

نظرات (۳۰)

Loading...

توضیحات

The midnight library⁶

۱۶ لایک
۳۰ نظر

این داستان : کتاب خانه نیمه شب

و ساعت ۱۲:۰۰ مرگ

رورا وقتی چشمش را باز کرد دید در یک کتاب خانه بی پایان و یک در به نام مرگ مواجه شده و پشت سرش خانم جنی کتابدار رو دید
خانم جنی بر خلاف واقعیت با موهای مشکی و جوان بود ولی همانقدر مهربان

خانم جنی : سلام رورا به کتاب خانه نیمه شب خوش آمدی

رورا ساعتش را دید و متوجه شد که ساعت در ۱۲:۰۰ می‌ماند یعنی نیمه شب.

رورا : من کجام چرا این کتابخانه انقدر بزرگه؟

خانم جنی : این کتاب خانه هیچ وقت تموم نمیشه و تو در کتابخانه نیمه شب هستی

خانم جنی : اینجا دروازه بین مرگ و زندگی است جایی که تو فرصت دوباره داری و میتوانی زندگی ک میتونستی تجربه کنی و نکردی رو اینجا تجربه کنی.

رورا : من میخوام بمیرم هیچ دلیلی برای زندگی ندارم.

خانم جنی : تو فقط آروم باش کتاب مناسب تو را انتخاب میکنه

و بعد خانم جنی کتاب بزرگ را جلوی رورا گذاشت و باز کرد

خانم جنی : تو چه زندگی رو میخوای رورا؟

رورا فکر کرد و بعد کنارش رو نگاه کرد و اون فرشته رو دید به اسم...

آموزش