Hanafugetsu - Fantasia night
Folk, Jazz, Jpop
ترجمه
رها کن، گلهایی را که در شبِ تار میشکفند و خیالِ لرزان را.
ای سرزمینِ دوردست، سرنوشتی که همراه من رو به پراکندگی و فنا میرود.
ای سرزمینی که از ما ربوده شد، شبی نیست که روزی در رؤیاهایم ظاهر نشوی.
ای پدر، ای مادر، ای زادگاهم، پدیدار میشوید و دوباره ناپدید میگردید.
اگر به نامِ سرنوشت، همه چیز را رها کنم،
آنچه در این دستان باقی میماند، شمشیرِ خاطرات و یارانِ زندهماندهاند.
سرنوشت را با تیغهٔ خود خواهیم شکافت، حتی اگر به خدایان سرکشی کنیم.
سرانجامِ این راهِ زندگی را به هیچکس واگذار نخواهم کرد.
عطرِ گلِ شببو در شامگاه میپیچد؛ این پاداشِ آن است که تیغهای به سوی خدا گرفتم.
کسی که حتی از بندِ نفرینِ شبِ تاریک نیز عبور کرده است.
حتی اگر به نامِ سرنوشت، زندگی خود را فدا کنم،
بیآنکه حتی به نبرد برخیزم، عقبنشینی کردن... هرگز.
رها کن، گلهایی را که در دلِ شب میشکفند و رؤیای لرزان را.
ای سرزمینِ دوردست، سرنوشتی که همراه من رو به زوال میرود.
اکنون رها کن! حتی اگر قرار باشد بر خاک بیفتم،
این غرورِ دیرینه و والا را به هیچکس نخواهم سپرد.
اگر آرزویی داری، زنده بمان تا دوباره یکدیگر را ببینیم.
نظرات