زمستانی که گذشت
کوه و شعر
یه لپ تاپ داشتم که داخلش کلی نوشته هام بود دزدیدنش
خیلی هاش یادم نیست ، خنده داره ولی خب ادم موجود عجیبیه هر بلایی ممکنه سرش بیاد
یه شعری نوشته بودم طولانی که فقط تیکه هاش یادمه نه همه اش
باز تاریکی و شب فاصله را میخواند
قصه بوی خیالت که
سکوتیست نا ممکن
زبانم سر میخورد در گلوگاه بغض
...
کاش پیدا شه لپ تاپم
دوم اردی ۰۵
نظرات