تاریکی آشنا( ˶ > ᗜ < ˶ ) کپ
رمان [تاریکی آشنا | خلاصه داستان:
"چهار دوست برای فرار از روزمرگی و پیدا کردن یه چیز تازه، به کره سفر میکنن؛ به سرزمینی که هیچچیز توش برای اونها آشنا نیست. شهری که قرار بود یه ماجراجویی ساده باشه، کمکم به جایی تبدیل میشه که هر گوشهش یه راز پنهون داره.
اولش همه چیز عادی به نظر میرسه. اما به زودی اتفاقات کوچیکی شروع میشن؛ چیزهایی که شاید بشه به شانس یا خستگی سفر ربطشون داد. با این حال، هر روز که میگذره، این اتفاقات بیشتر و بیشتر به هم گره میخورن و چهار دوست رو به جایی میکشن که دیگه هیچکدوم نمیتونن ازش چشمپوشی کنن.
تاریکیای که دورشون رو میگیره، کم کم شکل میگیره؛ نه از بیرون، بلکه از جایی که فکر میکردن میشناسنش. از درونِ خودشون. از چیزهایی که سالهاست باهاشون زندگی میکنن، بدون اینکه واقعاً بفهمنش.
چون گاهی تاریکی از بیرون نمیاد؛ از جایی میاد که فکر میکردی میشناسیش. و وقتی اون تاریکیِ آشنا بیدار بشه، دیگه راه برگشتی نیست."
نظرات (۳۸)