دیگه خسته شدم واقعا از همه چی ... از امید داشتن و همیشه امیدوار بودم خسته شدم T_T
بچه ها واقعا فکر میکنم که نفرین شدم چون هرچیزی که من امید دارم اتفاق بیوفته دقیقا برعکس میشه و اوضاع بدتر میشه مثل این میمونه که خدا باهام لج داره و هر چی میخوام دقیقا برعکسش اتفاق میوفته خیلی حس بدی داره دارم امیدم رو از دست میدم
حتی نمیدونم باید به کی این رو بگم
خیلی هاتون که دارید از نما میرید و روز رفتن من هم نزدیکه هرچند که اصلا بود و نبودم خیلی اهمیت خاصی نداره
خیلی ها ممکنه که فکر کنن من برای ویو گرفتن دارم این کپ طولانی رو مینویسم ولی واقعیت اینه که من فقط نیاز دارم با یکی صحبت کنم
هیشکی هم نمیاد (البته یک سری مهربون رو فاکتور میگیرم)
در حقیقت من هیچ وقت این کانال رو بخاطر ویدیو گذاشتن راه اندازی نکردم چون حقیقتش عرضه اداره یک کانال رو ندارم و همینطور وقتش رو پس تصمیم گرفتم با چند تا هم فاز خودم دوست بشم
ولی خب هنوز توی نما نوب و تازه واردم
در کل اومدم فقط بگم که خسته شدم یک جا نیاز داشتم عقده ام رو خالی کنم پس این کلمه ها فقط عقده های درون من هستن
خواستین یک کامنت بذارین نخواستین هم ممنون که خوندی :)
نظرات (۹)