ادامه p13⁴
فلیکس دستش رو جلوی دهنش گرفت که جیغ نزنه اما در عوض صدای مادرش رو شنید که داره جیغ میزنه:
-هیونجین توی رابطه است؟ به تو چیزی نگفته بود؟
-نه و نمیدونم چطور ممکنه! ما همیشه با همیم. اگه با دختر جدیدی آشنا شده بود من میفهمیدم. حتی فکر میکردم ممکنه با همین جسیکا اوکی شه.
-احمق نباش بچه. از کجا معلوم پای دختری وسط باشه؟
سکوت مرگباری توی خونه حاکم شد به حدی که فلیکس احساس کرد صدای مکالمه آدمای توی خیابونم میتونه بشنوه.
مینهو به حرف اومد:
-یعنی میگی دوست پسر داره؟
-چه اشکالی داره؟
پست بعدی...
نظرات