پارت ۴
قسمت ۴ پارت ۴ فصل یک
اکوا:وقتشه که برم
ای:سلام اکوا
اکوا:مامانی تو هنوز بیداری؟
ای:گفتم میخوای بری برات صبحونه درست کنم
اکوا:تو از کجا فهمیدی میخوام برم؟
ای:میدونستم چون صدات اومد
اکوا:منکه بلند حرف نزدم
ای:داشتم اب میخوردم و دیدم اومدی
اکوا:اها
ای:بزار برات یک چیزی درست کنم
اکوا:باشه
ای:اماده شد
اکوا:خیلی خوشمزه بود دستت درد نکنه مامانی
ای:خواهش میکنم پسر نازم
اکوا:من دیگه برم
ای:برو مواظب خودت باش
اکوا:باشه مامانی
اریما:بلاخره اومدی
اکوا:ببخشید دیر کردم
اریما:اشکال نداره
پایان پارت ۴
نظرات