‘ با شوخ طبعی زندگی کن ‘ :) « کپشن »
سریال ما همه تلاش میکنیم
دیدن قسمت آخر این سریال واسم خیلی سخت بود و مدتها بود که سریالی رو با علاقه خیلی زیاد ندیده بودم .
نوشتن در مورد چیزایی که خیلی دوسشون دارم برام کار سختیه، چون میترسم کم بزارم و متنم قشنگ درنیاد ولی تلاشمو میکنم منظورم رو خوب برسونم .
تو ناشناس یکی از بچهها گفت “ امیدوارم بتونی دوباره سریالی رو پیدا کنی که همینقدر دوستش داشته باشی “ ، سریالی که داخلش زندگی واقعی بدون هیچ کلیشهای وجود داشت.
تموم قسمتها برام لمس شدنی بود و بعضی سکانسا جوری اذیتم میکرد که ترجیح میدادم آب شم برم توی زمین :)
‘خودتو بزار جای پسر همسایه’ ‘میرم پشت بوم و اسممو فریاد میزنم’ ‘واست سکه ۵۰۰ وونی میزارم’ ‘میخوام یه مادر قوی باشم’ ‘میخوام دنیا رو پر از اونآه کنم’ ‘نجاتم بده’ ‘دستهام رو بهم میچسبونم و دعا میکنم روز فوقالعادهاق داشته باشه’ ‘بهنظرم آدمی میاین که صدتا در باز توی وجودش داره’ ‘تا وقتی آبوهوا وجود داره دنیا تموم نشده’ تموم اینا جملههایین که شنیدنشون قلبم رو لمس کرد .
همه کرکترا یجورایی برام آشنا بودن و خودم رو درونشون دیدم و زندگیشون کردم، ناامیدی،خشم،درموندگی،خستگی،پشیمونی،اضطراب،سردرگمی و.. احساسات زیاد دیگهای که تا ابد وجود دارن و فقط خودمون میتونیم مهارشون کنیم :)
دیدن این سریال و بعت خوندن کامنتاشون باعث میشد حتی بیشتر به عمق سریال پی ببرم :)
قبول دارین که هیچ جوره نمیشد حتی از یه کرکتر تنفر داشته باشیم ؟ چون اخرش یه منطقی پشت رفتارا و صحبت هاشون داشتن که درکشون میکردیم .
شخصیت اوناه و ههجین برام قابل احترام ترین بودن و رفتاراشون جوری بود که با خودم میگفتم ‘منم میخوام اینجوری باشم’ .
از نویسنده کمال تشکر رو دارم که با قلمش، چنین سریال زیبایی رو خلق کرد .
خداحافظی از چنین سریالی خیلی دردناکه.
نقش های اصلی زیادی داشت و روی تکتکشون به اندازه کافی مانور داده شده بود و واقعا کم نذاشته بودن :)
خداحافظ دونگمان، خیلی خوشحال شدم که بالاخره فیلم ساختی کارگردان هوانگ :)
خداحافظ اونآه، ممنونم که باعث شدی بخوام حرفام رو رک بگم :)
خداحافظ باشگاه هشت، تک تک شما برام دوست داشتنی بودید ممنونتونم :)
و در اخر همه ما تلاش میکنیم که با وجودمون خوشحالم باشیم و زندگی مون رو خوب بگذرونیم، امیدوارم هممون بتونیم دونگ مان یا اونآه زندگیمون رو پیدا کنیم :)
نظرات (۴)