....روحت شاد عموی مهربون خوشخندهی من..... (ایکاشمیشدصداتبزنمویباردیگهببینمت)
روحت شاد عموی قشنگم....
و امشب سومین شبی شده که نیستی خونت عموجونممم
.
.
.
میگن برای همیشه رفتی.... پس من چرا باورم نمیشه!!:(((( حتی اگه دیگه نبینمت..... همیشه ووو همیشه به یاد، خوبیاااات، خندههای قشنگت و اخلاق خوب و دل مهربونت هستم.... عزیززززدلمممممم........
خییییلیییییی دوست دارماااااا...... ببخشید که نتونستم کاری برات بکنم.... ببخشید که کمتر بهت سر میزدم، یه پام پیش تو بود ولی یه پای دیگم پیش اون یکی عموم و داداشم... دوسال و خوردهای تلاش کردی و کنارد بودیم ولییی.... این آخرااا..... سرنوشت ورق برگردوند، بدم برگردوند:::((( نذاشت کنارمون بمونی.... نذاشت عروسی و بزرگ شدنامون ببینی.... نذاشت خندهها و گریه هامون ببینی تورو زود ازمون گرفت....
آه عمووووو جوووونمممممممم آه....
آه عمووووو جوووونمممممممم آه......
نظرات (۲۳)