پارت۳۲
قلبشو گرفت یه نفر توی گوشش هی میگفت « بمیر شیطان »« قاتل»
کای نگرانش شد و سعی کرد نزدیکش بره ولی یه باد خیلی محکم و تند هلش داد به اون سمت انرژی سیاه دور ایریس و گرفته بود چشماش داشت کم کم کاملا مشکی میشد شاخ هاش بلند تر شده بود و در عرض یه دقیقه غیبش زد
کای از شدت نگرانی و تعجب نمیدونست چیکار کنه بعد از چند دقیقه تازه اتفاقات و هضم کرد و سریه رفت دنبالش بگرده
زمان حال آیریس :
ایریس کامل چشماش مشکی شده بود بال در اورده بود و شاخ هاش دراز شده بود کنترل قدرتش دست خودش نبود اوه ! نه اون اصلا خود ایریس نبود انگار یه بدن خیمه شب بازی توخالی بود هیچی نمیفهمید فقط حرکت میکرد یکدفعه کل اسمون ژاپن و دود سیاه گرفت........
نظرات (۵۲)