"کپ
یاد گرفته بود آنها را نشان ندهد، و شاید کار درست هم همین بود؛ اگر آنها را نشان میداد، ممکن بود مانند گذشته آسیب ببیند. دوست داشتم با او صحبت کنم، به تماشایِ او بنشینم، علاقههایش را بدانم، چیزهایی دربارهاش بفهمم که دیگران نمیدانند. دوست داشتم تا زمانی که زندهام، به تماشای آن روح و رخسار زیبایش بنشینم و چه بسا همین برای من کافی بود؛ برای تمام زندگیام کافی بود.
نظرات (۱۳)