ادیت از مانهوا های مختلف/اون دختر و تایپش\ ⁦(⁠≧⁠▽⁠≦⁠)⁩

۵ نظر گزارش تخلف
╰⊱♥⊱╮ღ꧁♡Otaku♛chan♡✿ ꧂ღ╭⊱♥≺
╰⊱♥⊱╮ღ꧁♡Otaku♛chan♡✿ ꧂ღ╭⊱♥≺

۱ـ مرگ تنها پایان برای شرور هاست
تعداد چپتر : ۲۰۰
وضعیت : درحال پخش
خلاصه داستان :
پنلوپه دختریست که به عنوان یه فرد شرور توی یه بازی ویدئویی تناسخ پیدا می کنه، حالا زندگی اون درست مثل یه بازیه، برای نجات پیدا کردن از مرگ اون باید بتونه این بازی رو تموم کنه…
ــــــــــ
۲ـ سنجاب کوچولو توی هرکاری خوبه
تعداد چپتر : ۹۶
وضعیت : درحال پخش (مانهوا پایان یافته ولی هنوز ترجمه نشده)
خلاصه داستان :
برتی، سنجاب ضعیفی بود که تو خانواده شیرها به دنیا اومد، پس مجبور شد تو این موقعیت خونه خالش زندگی کنه.شاهزاده دوم ریتر تنها دوست و نامزد اون بود. لحظه ای که گفت برای رسیدن به آرزوش میره…"ریتر، حرومزاده...!"
اون در اثر نیش ریتر مرد...وقتی دوباره چشماشو باز کرد، متوجه شد که به گذشته برگشته، زمانی قبل از درگیر شدن با شاهزاده دوم ریتر.تو این موقعیت بیشتر چی نیاز داری؟!
ــــــــــ
۳ـ خدمتکار بودن بهتر از پرنسس بودنه!
تعداد چپتر : ۲۷
وضعیت : درحال پخش
خلاصه داستان:
سیانا آسیلوند ون سیلیت شاهزاده خانومی از یک پادشاهی کوچک بود. حداقل قبل از اینکه ارتش امپراتوری به پادشاهی او حمله کند…لحظاتی قبل از اینکه ولیعهد بی رحم امپراتوری او را سر برید، سیانا فریاد زد: “لطفاً به من رحم کن!” سیانا با صدای ناامیدانش با صورت زیباش که غرق خون بود به ولیعهد التماس کرد.”من استعدادهای زیادی از قصر به دست آوردم، اگه فقط یک خدمتکار بودم، عالی نبود؟
ــــــــــ
۴ـ روزی که ناگهان من یک پرنسس شدم/کی منو پرنسس کرد ؟
تعداد چپتر : ۱۳۵ (+ چپتر های ساید استوری)
وضعیت : پایان یافته
خلاصه داستان :
آتاناسیا‌ی زیبا در سن ۱۸ سالگی به دست پدر خودش به قتل میرسه، کلود دِ الگر اوبلیا، یه امپراطور بی احساس!.. به دختر از خواب بیدار شد و فهمید به یه شاهزاده بدبخت تبدیل شده!اون برای زنده موندن از دست سرنوشتش به نقشه نیاز داشت ، و یکمم زمان برای فرار.
بنظرتون اون میتونه با نقشه A راحت زندگی کنه بدون اینکه مورد توجه امپراطور قرار بگیره؟
یا نقشه B ، که میخواد پول کافی جمع کنه و بعدش بزنه به چاک؟یا نقشه C؟با شیرین زبونی و کاوایی بودن خودشو تو دل پدرش جا کنه؟!
ــــــــــ
لایک و دنبال فراموش نشه ⁦(⁠◕⁠ᴗ⁠◕⁠✿⁠)⁩

نظرات (۵)

Loading...

توضیحات

ادیت از مانهوا های مختلف/اون دختر و تایپش\ ⁦(⁠≧⁠▽⁠≦⁠)⁩

۷ لایک
۵ نظر

۱ـ مرگ تنها پایان برای شرور هاست
تعداد چپتر : ۲۰۰
وضعیت : درحال پخش
خلاصه داستان :
پنلوپه دختریست که به عنوان یه فرد شرور توی یه بازی ویدئویی تناسخ پیدا می کنه، حالا زندگی اون درست مثل یه بازیه، برای نجات پیدا کردن از مرگ اون باید بتونه این بازی رو تموم کنه…
ــــــــــ
۲ـ سنجاب کوچولو توی هرکاری خوبه
تعداد چپتر : ۹۶
وضعیت : درحال پخش (مانهوا پایان یافته ولی هنوز ترجمه نشده)
خلاصه داستان :
برتی، سنجاب ضعیفی بود که تو خانواده شیرها به دنیا اومد، پس مجبور شد تو این موقعیت خونه خالش زندگی کنه.شاهزاده دوم ریتر تنها دوست و نامزد اون بود. لحظه ای که گفت برای رسیدن به آرزوش میره…"ریتر، حرومزاده...!"
اون در اثر نیش ریتر مرد...وقتی دوباره چشماشو باز کرد، متوجه شد که به گذشته برگشته، زمانی قبل از درگیر شدن با شاهزاده دوم ریتر.تو این موقعیت بیشتر چی نیاز داری؟!
ــــــــــ
۳ـ خدمتکار بودن بهتر از پرنسس بودنه!
تعداد چپتر : ۲۷
وضعیت : درحال پخش
خلاصه داستان:
سیانا آسیلوند ون سیلیت شاهزاده خانومی از یک پادشاهی کوچک بود. حداقل قبل از اینکه ارتش امپراتوری به پادشاهی او حمله کند…لحظاتی قبل از اینکه ولیعهد بی رحم امپراتوری او را سر برید، سیانا فریاد زد: “لطفاً به من رحم کن!” سیانا با صدای ناامیدانش با صورت زیباش که غرق خون بود به ولیعهد التماس کرد.”من استعدادهای زیادی از قصر به دست آوردم، اگه فقط یک خدمتکار بودم، عالی نبود؟
ــــــــــ
۴ـ روزی که ناگهان من یک پرنسس شدم/کی منو پرنسس کرد ؟
تعداد چپتر : ۱۳۵ (+ چپتر های ساید استوری)
وضعیت : پایان یافته
خلاصه داستان :
آتاناسیا‌ی زیبا در سن ۱۸ سالگی به دست پدر خودش به قتل میرسه، کلود دِ الگر اوبلیا، یه امپراطور بی احساس!.. به دختر از خواب بیدار شد و فهمید به یه شاهزاده بدبخت تبدیل شده!اون برای زنده موندن از دست سرنوشتش به نقشه نیاز داشت ، و یکمم زمان برای فرار.
بنظرتون اون میتونه با نقشه A راحت زندگی کنه بدون اینکه مورد توجه امپراطور قرار بگیره؟
یا نقشه B ، که میخواد پول کافی جمع کنه و بعدش بزنه به چاک؟یا نقشه C؟با شیرین زبونی و کاوایی بودن خودشو تو دل پدرش جا کنه؟!
ــــــــــ
لایک و دنبال فراموش نشه ⁦(⁠◕⁠ᴗ⁠◕⁠✿⁠)⁩

کارتون و انیمیشن